گریه همیشگی مادر حضرت علی اکبر به نقل از معالی السبطین علیهم السلام

متن کتاب

حكي عن بعض الكتب: قال الرّاوي: كنت أطوف في سكك المدينة و أنا على ناقة لي حتّى أتيت دور بني هاشم، فسمعت من دارٍ رنّةً شجيّة و بكاءً و حنيناً، فعرفتُ أنّها امرأة و هي تبكي و تنوح و ترثي كالمرأة الثّكلى، بحيث أنّ النّاقة لمّا سمعتْ لم تبق لها طاقة، فبركتْ، فنزلتُ و وقفتُ أنتظر أحداً أسأله عن الدّار و عن الباكية، فعند ذلك أقبلتْ جارية، فتقدّمتُ إليها و سألتُها: «لمن هذه الدّار»؟ قالت: «لقد قُتل صاحبها و هو الحسين عليه السلام». فقلت: «من هذه الباكية»‌؟ قالت: «هي ليلى اُمّ عليّ الأكبر، لم تزل تبكي ابنها ليلاً و نهاراً».

ترجمه

از برخی کتاب‌ها حکایت شده است: راوی می‌گوید: من در کوچه‌های مدینه درحالی‌که بر شترم سوار بودم، می‌گشتم تا به خانه‌های بنی‌هاشم رسیدم. از خانه‌ای صدای ناله‌ای جان‌سوز، گریه و اندوهی شنیدم. دانستم که زنی است که گریه و نوحه‌سرایی می‌کند و مانند زنی داغدیده مرثیه می‌خواند، به‌طوری که شتر من چون صدای او را شنید، دیگر توانی برایش نماند و خوابید (بر زمین نشست). من پیاده شدم و ایستادم تا کسی بیاید و از خانه و زنِ گریان سؤال کنم. در آن هنگام کنیزی آمد. به‌سوی او رفتم و پرسیدم: «این خانه از آنِ کیست»؟ گفت: «صاحبش کشته شده و او امام حسین علیه‌السلام است». گفتم: «این زنِ گریان کیست؟» گفت: «او لیلی، مادر علی‌اکبر است؛ پیوسته شب و روز بر پسرش گریه می‌کند».

منبع

معالی السبطین علیهماالسلام، ج۱، ص۴۱۸.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *