-
حزن شمر به نقل از وسیلة الفردوس
پس آن ملعون [یزید] به روایت کتاب اصل البکا پرسید که: «حسین را در صحرای کربلا که کشته»؟ گفتند: «یا امیرالمؤمنین، شمر کشته». پس آنگه شمر رو پیش طلبید و گفت: «حسین را تو به قتل رساندهای»؟ گفت: «بلی». یزید گفت: «ای شمر، بیا بگو که در آن روز که حسین را میکشتی، آیا هیچ…
-
اشعار حضرت زینب علیها السلام در شام به نقل از وسیلة الفردوس
منقول است که در آن شب غریق محنت و تعب [اولین شب ورود اسرا به شام]، و خواتون خواتین عصمت و ادب، علیاجناب زینب، سر خود را بر زانوی دردُ الم نهاده بود، آهستهآهسته این اشعارِ شرربار را بر زبان میراند:
-
حزن شدید امام رضا علیه السلام از اشعار دعبل به نقل از مثیر الکئابة و الاشجان
در برخی از تألیفات بعضی از اصحاب – خداوند خاک قبر آنان را نورانی گرداند – آمده است: (پس از آنکه دعبل اشعار خود را در محضر امام رضا علیهالسلام خواند) دعبل رضیاللهعنه گفت: نفسهای عمیق و آههای سوزناک امام رضا علیهالسلام شدت گرفت، اندوههایش تازه شد، و اشکهایش سرازیر گردید و فرمود: «وای بر…
-
شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام به نقل از مقاتل الطالبیین
هنگامی که علی بن الحسین بهسوی لشکر دشمن بیرون آمد، حسین – صلوات و سلام خدا بر او – چشمان خود را پایین انداخت و گریست، سپس گفت: «خدایا، خودت بر آنان شاهد باش؛ جوانی بهسوی آنان بیرون آمد که از میان همۀ مردم، بیشترین شباهت را به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله داشت»!
-
حضور امام حسین بالای بدن حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از ریاض الاحزان قزوینی
همینکه حضرت علیاکبر سلاماللهعلیه از زین به زمین افتاد، امام علیهالسلام خود را به نعش جوانش رساند. چون چشمش به نعش جوان ناکام افتاد و دید آن پیکر آغشتهبهخون است، وی را در برکشید و سرش را به روی زانو نهاد و ساعتی به زخمهای بدن جوانش نظر کرد، مهر پدری به جوش آمد.
-
شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام به نقل از مقتل خوارزمی
علی بن حسین – که مادرش لیلی، دختر ابومرّه بن عروه بن مسعود ثقفی بود – (برای به میدان رفتن) پیش آمد و در آن هنگام هجده سال داشت. هنگامی که حسین او را دید، محاسن سفید خود را بهسوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا، بر این گروه شاهد باش؛ جوانی بهسوی آنان به…
-
حضور امام حسین بالای بدن حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از روضة الشهدا
و در روایتی دیگر آمده است که در آن زمان که علیاکبر بر تمام لشکر حمله کرد و او را در میان گرفتند، شاهزاده از نظر حسین غایب شد. حسین از عقب وی درآمد تا تفحص احوال وی کند و نعره میزد که «يا عليّ يا عليّ»! ناگاه آواز علیاکبر برآمد که: «يا أبتاه، أدركني؛…
-
هجوم به خانه وحی به نقل از الکوکب الدری
از برخی کتابهای تاریخ روایت شده است: هنگامی که مردم با اولی (ابوبکر) بیعت کردند، دومی (عمر) بر او وارد شد و گفت: «چه چیزی تو را از بیعتگرفتن از علی و عباس غافل کرده است»؟ اولی گفت: «چرا»؟ دومی گفت: «زیرا آنان از بیعت با تو کنارهگیری کردهاند». اولی گفت: «آن دو را واگذار…
-
گفتگوی امام حسین با اصحاب علیهم السلام در شب عاشورا به نقل از الهدایة الکبری
از ابوحمزۀ ثمالی روایت شده: از زینالعابدین علیهالسلام شنیدم که میفرمود: در روزی که پدرم علیهالسلام در آن به شهادت رسید، در شبِ آن روز (شب عاشورا)، خاندان و اصحاب خود را گرد آورد و به آنان فرمود: «ای خاندان من و ای شیعیان من، این شب را مرکب راهوار خود قرار دهید (از تاریکی…
-
شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از مقتل ابومخنف
حضرت قاسم علیهالسلام درحالیکه چهارده سال داشت، به میدان رفت و بر سپاه دشمن حمله کرد و پیوسته به نبرد ادامه داد تا آنکه هفتاد سوار را کشت. مردی ملعون در کمین او نشست و ضربهای بر فرق سرش زد و سرش را شکافت. حضرت قاسم علیهالسلام بر خاک افتاد، درحالیکه در خون خود میغلتید…