-
شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از تاریخ طبری
ابومخنف میگوید: سلیمان بن ابیراشد از حمید بن مسلم برایم نقل کرد که گفت: نوجوانی بهسوی ما بیرون آمد که گویی رویش چون پارهای از ماه بود. شمشیری در دست داشت و پیراهن، ازار و دو نعلین به پا کرده بود که بند یکی از آنها پاره شده بود؛ فراموش نمیکنم که بند نعلین چپش…
3–4 دقیقه -
شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از مقتل ابومخنف
حضرت قاسم علیهالسلام درحالیکه چهارده سال داشت، به میدان رفت و بر سپاه دشمن حمله کرد و پیوسته به نبرد ادامه داد تا آنکه هفتاد سوار را کشت. مردی ملعون در کمین او نشست و ضربهای بر فرق سرش زد و سرش را شکافت. حضرت قاسم علیهالسلام بر خاک افتاد، درحالیکه در خون خود میغلتید…
-
علت کشیده شدن پای حضرت قاسم علیه السلام بر روی زمین به نقل از تذکرة الشهداء
[هنگامی که امام حسین بدن مطهر حضرت قاسم علیهماالسلام را به سمت خیمهها میبردند، پای حضرت قاسم علیهالسلام بر روی زمین کشیده میشد] و سرِّ کشیدہشدن پای آنِ مظلوم بر زمین، آن بوده که از کثرت جراحات، مفاصل اعضایش از هم متلاشی شده و قامتش بلند شده بود. و محتمل است که امام سر قاسم…
1–2 دقیقه -
ضربه های وارده بر حضرت قاسم علیه السلام به نقل از الدمعة الساکبة
… و در برخی از روایتها آمده است: بر پیکر حضرت قاسم علیهالسلام سی و پنج تیر (یا ضربۀ تیر) فرود آمده بود. در روایتی دیگر آمده: سپس سعید بن عمرو شکم او را درید و یحیی بن وهب با نیزه به او ضربه زد.
1–2 دقیقه -
محاصره شدن حضرت قاسم علیه السلام به نقل از ریاض القدس صدرالدین قزوینی
مرحوم صدر قزوینی در حدائقالانس مینویسد: قاسم به هر صف که روی میآورد، صف باز میشد و راه میدادند که قاسم بیاید همینکه وارد صف دیگر میشد صف بسته میگشت تا آنکه قاسم خود را میان انبوه دشمن دید و به علمدارِ [دشمن] هم نرسید. کوفی و شامی اطراف شاهزاده را گرفتند از هر طرف…
1–2 دقیقه -
سنگ باران شدن حضرت قاسم علیه السلام به نقل ذهنی تهرانی
متن کتاب … پسر سعد پیادگان را بانگ زد که او [حضرت قاسم علیهالسلام] را سنگباران کنید. شمر لعین که سرکرده پیادگان بود حکم کرد که پیادگان قاسم را سنگباران کنند، ناگهان شاهزاده ملاحظه کرد مثل باران سنگ میبارد. … منبع مقتل از مدینه تا مدینه ذهنی تهرانی (نشر پیام حق)، ص۶۳۲. برای دیدن توضیحات…
1–2 دقیقه -
شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از روضة الشهدا
… اما قاسم به میدان آمده، چشمش بر علامت ابن زیاد افتاد که بر زبر سر عمر سعد بداشته بودند، عنان بدان صوب معطوف گردانید و همت بر نگونساری آن علم مصروف ساخت و به یک بار روی به قلب سپاه نهاده، چشم از علم برنمیداشت و میخواست که خود را به علمدار رساند و…
1–2 دقیقه -
تشنگی و شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از المنتخب طریحی
[هنگامی که حضرت قاسم علیهالسلام در میدان جنگ جنگید و دشمنان را به هلاکت رساند]، نزد عمویش امام حسین علیهالسلام آمدو گفت: «عموجان، تشنگی، تشنگی، مرا با جرعهای آب دریاب»! امام حسین علیهالسلام او را صبر داده و انگشتر خود را به او داد و فرمود: «آن را در دهانت بگذار و بمک». قاسم گفت:…
-
گفتگوی حضرت قاسم علیه السلام با عمر بن سعد
قاسم در برابر قلب لشکر آمد و عمر سعد را آواز داد که: «… ای عمر، امروز اسب خود را آب دادهای»؟ گفت: «آری آب دادهام آنگاه [بر آن] برنشستهام». قاسم گفت: «ویلک یابن سعد؛ وای بر تو ای پسر سعد، دعوی مسلمانی میکنی، اسب را سیراب میداری و شهسواران میدان امامت را تشنه میگذاری!…
1–2 دقیقه -
چگونگی به میدان رفتن حضرت قاسم علیه السلام
اما چون حسین دید که قاسم به مصاف میرود، گفت: «ای جان عم، به پای خود به گورستان میروی، بدینگونه نتوان رفت». دست کرد و گریبانش چاک زد و هر دو سر دستارش به دو جانب رویش فروگذاشت و لباس به شکل کفن در او پوشید و تیغ خود به دست وی داده به میدانش…
1–2 دقیقه