-
وصیت، تشییع و دفن امام حسن علیه السلام به نقل از الارشاد
از زیاد مُخارقی روایت شده: هنگامی که وفاتِ امام حسن علیهالسلام نزدیک شد، امام حسین علیهالسلام را فراخواند و فرمود: «ای برادر، من از تو جدا میشوم و به پروردگارِ خود میپیوندم. مرا زهر خوراندهاند و جگرم را در تشت ریختم. بهخوبی میدانم چه کسی مرا زهر داد و از کجا بر من این بلا…
5–7 دقیقه -
محبت امام حسن به حضرت قاسم علیهما السلام و وصیت به ازدواج او به نقل از وسیلة الفردوس
رُوِیَ فی بعض کتب الأصحاب: أنّ بعد اجتماع النِسْوة و الأولاد حَوْلَ الحسن جَعَلَ یَشُمُّ القاسمَ و یُقَبِّلُه؛ یعنی روایت شده است بعضی از کتابهای اصحاب: بهدرستیکه در وقت جمعشدن زنان و اولاد امام حسن در حالت رحلتش، جناب قاسم را میبویید و میبوسید. فَسَئَلَ واحدٌ من الحاضرین عنه: «مَنْ أحبُّ أولادک»؟ پس سؤال کرد…
-
محبت امام حسن به حضرت قاسم و گریه کنندگان بر امام حسین علیهم السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
متن کتاب [در روزهای آخر عمر امام حسن علیهالسلام] زینب خاتون میگوید که: برادرم یکانیکان را در کنار میگرفت و میبوسید و وداع میکرد، تا نوبت به قاسم رسید. دیدم برادرم قاسم را در آغوش کشید و روبهرویش نهاد و آه کشید و او را از همهکس بیشتر میبوسید و گریه میکرد. من گفتم: «ای…
-
وصیت امام حسن علیه السلام در لحظۀ شهادت به ازدواج حضرت قاسم علیه السلام
نقلی هست که [امام حسن علیهالسلام در لحظۀ شهادت] امّکلثوم را گفت: «ای خواهر نامدار من، یادگار مادر بزرگوار من، فرزندم قاسم را حاضر گردان». امّکلثوم به فرمود تا قاسم را آوردند.
-
وصیت و لحظههای آخر امام حسن علیهالسلام به نقل از عنوان الکلام
آن جناب [امام حسن علیهالسلام] وقت رحلت، عیال خود را در اطراف خود جمع و با یکیک وداع فرمود، تا اینکه به امکلثوم فرمود: «فرزندم قاسم را حاضر کن».