علت رضایت مردم به غصب فدک و دیگر اموال
متن کتاب
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ لَمْ يَأْكُلاَ مِمَّا اِنْتَزَعَا مِنَّا وَ لَمْ يُوَرِّثَاهُ وَلَداً، وَ لَوْ فَعَلاَ ذَلِكَ أَنْكَرَ اَلنَّاسُ ذَلِكَ، فَلَمَّا قَسَّمَاهُ بَيْنَهُمْ رَضُوا وَ سَكَتُوا، وَ لَوْ ذَكَرْتَ ذَلِكَ لِأَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ قَالَ: «اُسْكُتْ قَدْ فَعَلَهُ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ»، وَ لَوْ حَدَّثْتَهُمْ لَجَحَدُوا بِهِ وَ كَفَرُوا.
وَ إِنَّ عُمَرَ لَمَّا طُعِنَ جَعَلَ يَقُولُ: «يَا بَنِي عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ، أَ رَضِيتُمْ عَنِّي»؟ فَكَانُوا يَقُولُونَ: «نَعَمْ». وَ كَانَ يُكْثِرُ مَا يَقُولُ ذَلِكَ حَتَّى قَالَ لَهُ قَوْمُهُ: «وَ هَلْ يَجِدُ عَلَيْكَ أَحَدٌ مِنَ اَلنَّاسِ»؟ فَقَالَ: «إِنِّي أَعْلَمُ بِالَّذِي اِئْتَمَرْنَا بِهِ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلَّذِي صَنَعْنَا وَ تَوَاثَقْنَا إِنْ نَبِيُّ اَللَّهِ قُتِلَ، لاَ نُوَلِّي أَحَداً مِنْهُمْ هَذَا اَلْأَمْرَ». ثُمَّ نَدِمَ عَلَى مَا قَالَ.
ترجمه
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام نقل میکند: ابوبکر و عمر از آنچه از ما (به ظلم) گرفتند، نخوردند و آن را به ارث به فرزندانشان نرساندند. اگر چنین میکردند، مردم آن کار را انکار میکردند (و اشتباه میپنداشتند). هنگامی که آن (اموال) را بین مردم تقسیم کردند، راضی شدند و سکوت کردند. اگر این موضوع (غصب اموال ما) را برای هر یک از مردم ذکر کنی، میگوید: «ساکت شو، ابوبکر و عمر چنین کردند (و قطعاً کارشان درست است)»، اگر آن را برایشان بازگو کنی، انکار کرده و (به گناه بودن آن) کافر میشوند.
هنگامی که عمر زخمی شد، میگفت: «ای فرزندان عبدالمطلب، آیا از من راضی هستید»؟ آنها میگفتند: «بله». عمر این جمله را زیاد تکرار میکرد تا اینکه قومش گفتند: «آیا کسی از مردم از تو ناراضی است»؟ گفت: «من به آنچه در زمان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در مورد آن پیمان بستیم و آنچه انجام دادیم و عهد کردیم که اگر پیامبر خدا کشته شود، هیچکس از فرزندان عبدالمطلب را به این امر (خلافت) منصوب نکنیم، آگاهتر هستم». سپس از آنچه گفت پشیمان شد.
منبع
کتاب الاصول الستة عشر (چاپ دارالحدیث)، ص۱۶۵، ح۱۰۲.
نظرات