جراحات امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ احد

6 دقیقه
,
فهرست
نود زخم

فَلَمْ يَزَلْ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ يُقَاتِلُهُمْ حَتَّى أَصَابَهُ فِي وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ وَ صَدْرِهِ وَ بَطْنِهِ‌، وَ يَدَيْهِ وَ رِجْلَيْهِ تِسْعُونَ جِرَاحَةً.

ترجمه

امیرالمؤمنین علیه‌السّلام همچنان با آنان می‌جنگید تا اینکه در صورت، سر، سینه، شکم، دست‌ها و پاهایش، نود زخم ایجاد شد.

منبع

تفسیر قمی (نشر دارالکتاب)، ج۱، ص۱۱۶.

هشتاد زخم

اِنْصَرَفَ [أمير المؤمنين عليه السلام] مِنْ أَحَدٍ وَ بِهِ ثَمَانُونَ جِرَاحَةً، يَدْخُلُ اَلْفَتَائِلُ مِنْ مَوْضِعٍ وَ يَخْرُجُ مِنْ مَوْضِعٍ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ عَائِداً وَ هُوَ مِثْلُ اَلْمُضْغَةِ عَلَى نَطْعٍ‌، فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ بَكَى فَقَالَ لَهُ: «إِنَّ رَجُلاً يُصِيبُهُ هَذَا فِي اَللَّهِ لَحَقٌّ عَلَى اَللَّهِ أَنْ يَفْعَلَ بِهِ وَ يَفْعَلَ». …

شَكَتِ اَلْمَرْأَتَانِ‌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ مَا يَلْقَى وَ قَالَتَا: «يَا رَسُولَ اَللَّهِ‌، قَدْ خَشِينَا عَلَيْهِ مِمَّا تَدْخُلُ اَلْفَتَائِلُ فِي مَوْضِعِ اَلْجِرَاحَاتِ مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ وَ كِتْمَانُهُ مَا يَجِدُ مِنَ اَلْأَلَمِ».

ترجمه

امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جنگ احد برگشت و هشتاد زخم بر پیکرش بود. فتیله‌ها از جایی در بدنش وارد می‌شد و از جایی دیگر بیرون می‌آمد (یعنی شدت زخم باعث سوراخ‌شدن بدن شده بود). رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برای عیادت بر او وارد شد، درحالی‌که امام مانند تکه‌ای گوشتِ جویده‌شده بر روی پوستِ دباغی‌شده بود. هنگامی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله او را دید، گریست و فرمود: «کسی که در راه خدا این‌گونه آسیب ببیند، بر خدا سزاوار است که با او (بهترین‌ها را) انجام دهد، و (حتماً بهترین‌ها را) انجام می‌دهد». …

دو زن (معالجه‌کننده) از آنچه امیرالمؤمنین علیه‌السلام تحمل می‌کرد، نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شکایت بردند و گفتند: «ای رسول خدا، ما از اینکه فتیله‌ها از جایی به جایی در موضع زخم‌ها وارد می‌شود، بر او بیمناکیم و (همچنین از) پنهان‌کردن دردی که احساس می‌کند».

منبع

الاختصاص (نشر جامعه مدرسین)، ص۱۵۸.

هفتاد و خورده‌ای زخم

عَنْ جَابِرٍ اَلْجُعْفِيِّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ‌: أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ‌ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ‌، فَقَالَ: «يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ‌، إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ». …

فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «وَ أَمَّا اَلرَّابِعَةُ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ، فَإِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ‌ أَقْبَلُوا إِلَيْنَا عَلَى بَكْرَةِ أَبِيهِمْ‌ قَدِ اِسْتَحَاشُوا مَنْ يَلِيهِمْ مِنْ قَبَائِلِ اَلْعَرَبِ‌ وَ قُرَيْشٍ‌، طَالِبِينَ بِثَأْرِ مُشْرِكِي قُرَيْشٍ‌ فِي يَوْمِ بَدْرٍ، فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ فَأَنْبَأَهُ بِذَلِكَ فَذَهَبَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ وَ عَسْكَرَ بِأَصْحَابِهِ فِي سَدِّ أُحُدٍ وَ أَقْبَلَ اَلْمُشْرِكُونَ‌ إِلَيْنَا، فَحَمَلُوا إِلَيْنَا حَمْلَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ وَ اُسْتُشْهِدَ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ‌ مَنِ اُسْتُشْهِدَ وَ كَانَ مِمَّنْ بَقِيَ مِنَ اَلْهَزِيمَةِ، وَ بَقِيتُ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ وَ مَضَى اَلْمُهَاجِرُونَ‌ وَ اَلْأَنْصَارُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ مِنَ اَلْمَدِينَةِ‌، كُلٌّ يَقُولُ: «قُتِلَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ وَ قُتِلَ أَصْحَابُهُ»!

ثُمَّ ضَرَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وُجُوهَ اَلْمُشْرِكِينَ‌ وَ قَدْ جُرِحْتُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ نَيِّفاً وَ سَبْعِينَ جَرْحَةً، مِنْهَا هَذِهِ وَ هَذِهِ»، ثُمَّ أَلْقَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ رِدَاءَهُ وَ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى جِرَاحَاتِهِ. «وَ كَانَ مِنِّي فِي ذَلِكَ مَا عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَوَابُهُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ». ثُمَّ اِلْتَفَتَ عَلَيهِ السَّلاَمُ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: «أَ لَيْسَ كَذَلِكَ»؟ قَالُوا: «بَلَى يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ‌». … وَ أَسْلَمَ رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلَى يَدَيْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ مِنْ سَاعَتِهِ … .

ترجمه

از جابر جعفی، از امام باقر علیه‌السلام نقل شده: هنگامی که علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام از جنگ نهروان بازمی‌گشت و در مسجد کوفه نشسته بود، رئیس یهود نزد آن حضرت آمد. رئیس یهود گفت: «ای امیرمؤمنان، می‌خواهم دربارۀ چیزهایی از تو بپرسم که جز پیامبر یا وصیّ پیامبر آن‌ها را نمی‌داند». …

امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: «اما چهارمین ای برادر یهودی، این است که مردم مکه همه با هم، یک‌صدا و جمعی، به‌سوی ما آمدند؛ دیگر قبایل عرب و قریش را نیز با خود برانگیختند و از آنان کمک خواستند تا انتقام مشرکان قریش را که در روز بدر کشته شده بودند از ما بگیرند. در این هنگام جبرئیل علیه‌السلام بر پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرود آمد و او را از این جریان آگاه ساخت. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با یارانش بیرون رفت و در دامنۀ کوه اُحد اردو زد. مشرکان به‌سوی ما آمدند و آن‌چنان بر ما یورش آوردند که گویی یک نفر بودند. گروهی از مسلمانان در آن نبرد به شهادت رسیدند و کسانی نیز از میدان گریختند، اما من نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ماندم. سپس مهاجران و انصار به خانه‌های خود در مدینه بازگشتند و هر یک می‌گفتند: «پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله کشته شد و یارانش نیز کشته شدند»!

در آن هنگام، خدای عزّوجلّ بر چهرۀ مشرکان ضربه زد (و آنان را شکست داد)، درحالی‌که من در پیش روی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله هفتاد و خورده‌ای برداشته بودم. آن و این از اثرات آن زخم‌هاست»، و سپس ردای خود را کنار زد و دستش را بر زخم‌هایش کشید. «در آن روز کاری از من سر زد که پاداشش با خدای بزرگ است، اگر خدا بخواهد». سپس حضرت علیه‌السلام رو به یارانش کرد و فرمود: «آیا چنین نبود»؟ گفتند: «آری، ای امیرمؤمنان». …

در پایان، رئیس یهود همان دم بر دست علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام اسلام آورد. …

منبع

الخصال (نشر جامعه مدرسین)، ج۲، ص۳۶۴، باب السبعة، ح۵۸؛ در تفسیر ثعلبی (دار احیاء التراث العربی)، ج۳، ص۱۷۳ همین تعداد زخم را آورده و ذکر کرده: «فجعل رسول اللّه صلّى اللّه عليه [و آله] و سلّم يمسحها و هي تلتئم بإذن اللّه كأن لم تكن؛ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شروع به دست‌کشیدن بر روی زخم‌ها کرد و آن زخم‌ها به اذن خداوند چنان بهبود یافت که گویی اصلاً وجود نداشته است».

شکستگی دست

عن عليّ‌ قال: كسرت يد عليّ رضى اللّه عنه يوم أحد، فسقط اللّواء من يده، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: «ضعوه في يده اليسرى؛ فإنّه صاحب لوائي في الدّنيا و الآخرة» . أخرجه ابن الحضرمي.

ترجمه

در مورد امام علی علیه‌السلام روایت شده که در روز اُحُد دستشان شکست و پرچم از دستشان افتاد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «پرچم را در دست چپش بگذارید؛ چراکه او صاحب پرچم من در دنیا و آخرت است». ابن حضرمی این حدیث را روایت کرده است.

منبع

ذخائر العقبی محب‌الدین طبری (دارالکتاب الاسلامی)، ج۱، ص۳۷۰؛ ریاض النضرة محب‌الدین طبری (دارالکتب العلمیة)، ج۳، ص۱۵۶.

چهل زخم

كَانَ أَصَابَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ فِي حَرْبِ أُحُدٍ أَرْبَعُونَ جِرَاحَةً فَأَخَذَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمَاءَ عَلَى فَمِهِ فَرَشَّهُ عَلَى اَلْجِرَاحَاتِ فَكَأَنَّهَا لَمْ تَكُنْ مِنْ وَقْتِهَا.

ترجمه

در جنگ اُحُد، چهل زخم بر بدن حضرت علی علیه‌السّلام وارد شده بود و رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله مقداری آب در دهان مبارکشان ریختند و آن را بر زخم‌های او پاشیدند؛ (به‌گونه‌ای که) در همان لحظه، گویی اصلاً زخمی وجود نداشته است.

منبع

الخرائج و الجرائح (چاپ موسسة الامام المهدی علیه‌السلام)، ج۱، ص۱۴۸، ح۲۳۵.

شانزده زخم

عَنْ سَعِيدِ بْنِ اَلْمُسَيَّبِ‌، قَالَ‌: لَقَدْ أَصَابَتْ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَوْمَ أُحُدٍ سِتَّ عَشْرَةَ ضَرْبَةً‌، وَ هُوَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ يَذُبُّ عَنْهُ‌، كُلَّ ضَرْبَةٍ مِنْهَا يَسْقُطُ إِلَى اَلْأَرْضِ‌، فَإِذَا سَقَطَ رَفَعَهُ جَبْرَائِيلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌.

ترجمه

از سعید بن مسیب روایت شده: در روز اُحد شانزده ضربه بر علی علیه‌السلام وارد شد، درحالی‌که پیشاپیشِ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ایستاده بود و از ایشان دفاع می‌کرد. هر ضربه‌ای که بر او می‌رسید، او را بر زمین می‌انداخت؛ اما هرگاه بر زمین می‌افتاد، جبرئیل علیه‌السلام او را بلند می‌کرد.

منبع

شرح الاخبار (چاپ جامعه مدرسین)، ج۲، ص۴۱۵، ح۷۶۲. به همین مضمون در: اسد الغابة (نشر دارالفکر)، ج۳، ص۵۹۶؛ الحدائق الوردیة محلی (مکتبة بدر)، ج۱، ص۵۰؛ مناقب ابن شهرآشوب (نشر علامه)، ج۲، ص۲۴۰.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *