مرگ یعفور، حیوان پیامبر صلی الله علیه و آله بر اثر حزن رحلت ایشان

1 دقیقه
,
متن کتاب

عَنْ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ‌: لَمَّا فَتَحَ اَللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ خَيْبَرَ، أَصَابَهُ حِمَارٌ أَسْوَدُ، فَكَلَّمَ اَلنَّبِيُّ‌ اَلْحِمَارَ فَكَلَّمَهُ وَ قَالَ: «أَخْرَجَ اَللَّهُ مِنْ نَسْلِ جَدِّي سِتِّينَ حِمَاراً لَمْ يَرْكَبْهَا إِلاَّ نَبِيٌّ وَ لَمْ يَبْقَ مِنْ نَسْلِ جَدِّي غَيْرِي وَ لاَ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ غَيْرُكَ، وَ قَدْ كُنْتُ أَتَوَقَّعُكَ. كُنْتُ قَبْلَكَ لِيَهُودِيٍّ‌ أَعْثِرُ بِهِ عَمْداً، فَكَانَ يَضْرِبُ بَطْنِي وَ يَضْرِبُ ظَهْرِي».

فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌: «سَمَّيْتُكَ يَعْفُوراً». ثُمَّ قَالَ: «تَشْتَهِي اَلْإِنَاثَ يَا يَعْفُورُ»؟ قَالَ: «لاَ». وَ كُلَّمَا قِيل: «أَجِبْ رَسُولَ اَللَّهِ‌»، خَرَجَ إِلَيْهِ. فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ جَاءَ إِلَى بِئْرٍ فَتَرَدَّى فِيهَا فَصَارَتْ قَبْرُهُ جَزَعاً.

ترجمه

از ابومنصور روایت شده: هنگامی که خداوند خیبر را برای پیامبرش گشود، الاغی سیاه به دست آمد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با آن الاغ گفتگو کرد و الاغ نیز گفتگو کرد و گفت: «خداوند از نسل جدّ من شصت الاغ پدید آورد که جز پیامبری بر آن‌ها سوار نشد، و از نسل جدّم جز من باقی نمانده و از پیامبران نیز جز تو نمانده است، و من در انتظار تو بودم. پیش از تو در اختیار مردی یهودی بودم و عمداً او را به زمین می‌انداختم، و او شکم و پشتم را می‌زد».

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «تو را یَعفُور نامیدم». سپس فرمود: «ای یعفور، آیا به ماده‌الاغ‌ها میل داری»؟ گفت: «نه».

هرگاه به آن الاغ گفته می‌شد: «پاسخ رسول خدا را بده»، نزد او می‌آمد. چون رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از دنیا رفت، یعفور بر سر چاهی آمد و خود را در آن افکند و آن چاه از شدت اندوه گورش شد.

منبع

قصص الانبیاء علیهم‌السلام راوندی (نشر آستان قدس)، ص۳۱۲، ح۳۸۷. به همین مضمون: الخرائج و الجرائح (چاپ موسسة الامام المهدی علیه‌السلام)، ج۱، ص۴۲، ح۴۹؛ تاریخ مدینة دمشق (دارالفکر)، ج۴، ص۲۳۲.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *