مسموم شدن و شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله

فهرست
مسمومیت در جنگ خیبر

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ قَالَ‌: سُمَّ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَوْمَ خَيْبَرَ فَتَكَلَّمَ اَللَّحْمُ فَقَالَ: «يَا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌، إِنِّي مَسْمُومٌ». قَالَ: فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ عِنْدَ مَوْتِهِ: «اَلْيَوْمَ قَطَّعَتْ مَطَايَايَ1 اَلْأُكْلَةُ اَلَّتِي أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ» وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ وَ لاَ وَصِيٍّ إِلاَّ شَهِيدٌ.

ترجمه

از ابوبصیر، از امام صادق علیه‌السلام روایت شده: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در روز خیبر مسموم شد. گوشت (غذا) به سخن آمد و گفت: «ای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، من مسمومم». پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هنگام وفاتش فرمود: «امروز همان غذایی که در خیبر خوردم، رگ‌های مرا قطع کرد». هیچ پیامبر و وصی‌ای نیست مگر آنکه شهید می‌شود.

منبع

بصائرالدرجات (نشر کتابخانه آیت‌الله مرعشی)، ص۵۰۳، ح۵.

برنامه‌ریزی توسط چهار نفر

… [قال رسول الله صلی الله عليه و آله لحفصة:] «أَنَا أُفْضِي إِلَيْكَ سِرّاً فَإِنْ أَنْتِ أَخْبَرْتِ بِهِ فَعَلَيْكِ لَعْنَةُ اَللّٰهِ وَ اَلْمَلاٰئِكَةِ وَ اَلنّٰاسِ أَجْمَعِينَ‌». فَقَالَتْ: «نَعَمْ، مَا هُوَ»؟ فَقَالَ: «إِنَّ أَبَا بَكْرٍ يَلِي الْخِلَافَةَ بَعْدِي، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ أَبُوكِ». فَقَالَتْ: «مَنْ أَخْبَرَكِ بِهَذَا»؟ قَالَ: «اللَّهُ أَخْبَرَنِي».

فَأَخْبَرَتْ حَفْصَةُ عَائِشَةَ مِنْ يَوْمِهَا ذَلِكَ، وَ أَخْبَرَتْ عَائِشَةُ أَبَا بَكْرٍ، فَجَاءَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عُمَرَ … فَاجْتَمَعَ أَرْبَعَةٌ عَلَى أَنْ يَسُمُّوا رَسُولَ اللَّهِ …

ترجمه

… [پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به حفصه فرمود:] «من رازی را با تو در میان می‌گذارم؛ اگر آن را فاش کنی، لعنت خدا و فرشتگان و همۀ مردم بر تو باد». گفت: «باشد، آن چیست»؟ فرمود: «ابوبکر پس از من عهده‌دار خلافت خواهد شد و بعد از او پدرت (عمر)». گفت: «چه کسی این را به تو خبر داده است»؟ فرمود: «خداوند به من خبر داده است».

پس حفصه همان روز این مطلب را به عایشه خبر داد، و عایشه نیز ابوبکر را آگاه کرد. سپس ابوبکر نزد عمر آمد… پس چهار نفر گرد هم آمدند تا رسول خدا را مسموم کنند…

منبع

تفسیر قمی (نشر دارالکتاب)، ج۲، ص۳۷۶.

مسمومیت توسط همسرشان

عَنْ عَبْدِ اَلصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: «تَدْرُونَ مَاتَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَوْ قُتِلَ؟ إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ‌: «أَ فَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ». [آل عمران: ۱۴۴] فَسُمَّ قَبْلَ اَلْمَوْتِ، إِنَّهُمَا سَقَتَاهُ‌». فَقُلْنَا: «إِنَّهُمَا وَ أَبُوهُمَا شَرُّ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ‌».

ترجمه

از عبدالصمد بن بشیر، از امام صادق علیه‌السلام نقل شده: «آیا می‌دانید پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فوت کرد یا کشته شد؟ همانا خداوند می‌فرماید: «آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمی‌گردید». [آل‌عمران: ۱۴۴]  پیش از مرگ، با زهر مسموم شد؛ آن دو نفر به او زهر خوراندند». سپس ما گفتیم: «آن دو نفر و پدرشان، از بدترین مخلوقاتی هستند که خدا آفریده است».

منبع

تفسیر عیاشی (مکتبة العلمیة الاسلامیة)، ج۱، ص۲۰۰، ح۱۵۲.

جمع‌بندی دو روایت

الثقة العيّاشي عن أبي عبد اللّه عليه السّلام: فإنّه لمّا أسرّ [النبي صلی الله عليه و آله] إليهما أنّ أبواهما يملكان أمر هذه الأمّة ظلماً و تعدّياً، قالا لابنتيهما: «اسقياه السمّ؛ تعجيلاً على إتلافه». فسقتاه السمّ، فكان السبب في موته صلّى اللّه عليه و آله مضافاً إلى الأثر الذي كان في بدنه الشريف من سمّ اليهودية الخيبرية في السَخْلة المشويّة.

ترجمه

عیاشی از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند: چون (پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن دو نفر به‌صورت راز گفت که پدرانشان ظالمانه و با تعدّی زمام کار این امت را در دست می‌گیرند، آن دو نفر به دخترانشان گفتند: «به او زهر بدهید؛ تا زودتر فوت کند». پس به او زهر خوراندند. این سم به همراه اثری که در بدن شریفش بر اثر زهرِ زن یهودیِ خیبری که در بره بریان‌شده خورانده شده بود و در بدن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله وجود داشت، سبب رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شد.

منبع

نورالانوار سید نعمت‌الله جزایری (تصحیح تقی زاده)، ج۱، ص۱۶۹.

روایات و منابع دیگر
  • در کتاب سلیم بن قیس (بنیاد بعثت)، ص۱۹۲ در خطبه‌ای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: … «أَيُّهَا النَّاسُ‌، إِذَا أَنَا اُسْتُشْهِدْتُ فَعَلِيٌّ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ‌». … فَقَامَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللّٰهِ عَلَيْهِ و هُوَ يَبْكِي، فَقَالَ‌: «بِأَبِي أَنْتَ و أُمَّي يَا نَبِيَّ اللّٰهِ‌، أَتُقْتَلُ»؟ قَالَ‌: «نَعَمْ‌، أَهْلِكُ شَهِيداً بِالسَّمِّ‌…»؛ … «ای مردم، اگر من به شهادت برسم، پس علی از خودِ شما بر شما سزاوارتر (و صاحب‌اختیارتر) است». … سپس علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام درحالی‌که می‌گریست برخاست و گفت: «پدر و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، آیا کشته می‌شوی»؟ فرمود: «آری، با زهر به شهادت می‌رسم…».
  • در مناجات خداوند متعالی با حضرت عیسی علیه‌السلام در الکافی (دارالحدیث)، ج۱۵، ص۳۱۸، ح۱۴۹۱۸ آمده: «.. ثُمَّ‌ أُوصِيكَ يَا ابْنَ مَرْيَمَ الْبِكْرِ الْبَتُولِ بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ حَبِيبِي ، فَهُوَ أَحْمَدُ … لَهُ الْكَوْثَرُ وَ الْمَقَامُ الْأَكْبَرُ فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ‌، يَعِيشُ أَكْرَمَ مَنْ‌ عَاشَ‌، وَ يُقْبَضُ شَهِيداً …؛ … سپس ای پسر مریمِ باکرهٔ پاک‌دامن، تو را به سرورِ پیامبران و محبوبم سفارش می‌کنم؛ او احمد است… کوثر و مقامِ بزرگ‌تر در بهشت‌های عدن از آنِ اوست؛ به‌صورت شریف‌ترینِ کسانی که زیسته‌اند زندگی می‌کند، و به‌صورت شهید از دنیا می‌رود…».
  • علامۀ مجلسی در بحارالانوار (دار احیاء التراث العربی)، ج۲۲، ص۵۱۶، ح۲۳ بعد از نقل روایت تفسیر عیاشی که در بالا نقل کردیم می‌گوید: «يحتمل أن يكون كلّا السمّين دخيلين في شهادته صلّى اللّه عليه و آله؛ احتمال دارد هر دو سم در شهادت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دخالت داشته است».
  • در این مطلب هم به شهادت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره شده.
  • علمایی که به مسموم‌شدن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره کردند: شیخ طوسی در تهذیب الاحکام (دار الکتب الاسلامیة)، ج۶، ص۲.
  1. «مَطایا» جمع «مَطیّه» و به معنای مرکب و شتر سواری است. اما در این روایت، «قَطَّعَتْ مَطایایَ» یک تعبیر کنایی و استعاری است. مقصود از «مرکب‌های من قطع شد» این است که وسایل و مسیرهای حرکت و حیات در بدنم از هم گسیخت. احتمالاً «مَطایا» در اینجا به رگ‌های اصلی بدن فسیر شود؛ یعنی همان رگ‌هایی که گویی مرکبِ جان هستند و آن را حمل می‌کنند.
    بحارالانوار (دار احیاء التراث العربی)، ج۱۷، ص۴۰۵، ح۲۵: ««المطايا» جمع «المطية» و هي الدابة، و لعلّها استعيرتْ هنا لما يعتمد عليه الإنسان من الأعضاء و القوى، و يحتمل أن يكون في الأصل «مطاي» أي ظهري، فصحف؛ «المطایا» جمع «المَطیّة» است و آن به معنای حیوان سواری است. شاید این واژه در اینجا برای چیزهایی که انسان بر آن‌ها تکیه می‌کند از اعضا و نیروها، استعاره شده باشد. احتمال دارد که اصل آن «مَطایَ» یعنی «پشت من» بوده و (در اثر) تصحیف (به این صورت درآمده) است». ↩︎
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *