اذیت و آزار مردم نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام و نفرین شهادت ایشان

متن کتاب

عَنْ أَبِي رَافِعٍ‌، قَالَ‌: كُنْتُ مَعَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْكُوفَةِ‌ وَ هُوَ يَمْشِي عِنْدَ دَارِ اَلزُّبَيْرِ بْنِ اَلْعَوَّامِ‌، وَ قَوْمٌ يَتْبَعُونَهُ حَتَّى أَدْمَوْا عَقِبَيْهِ‌. فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ‌، فَقَالَ‌: «اَللَّهُمَّ أَرِحْنِي مِنْهُمْ‌، فَرَّقَ اَللَّهُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ‌، اَللَّهُمَّ أَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي». قَالَ‌: فَمَا كَانَ إِلاَّ يَوْمَهُ حَتَّى قُتِلَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ‌.

ترجمه

ابورافع می‌گوید: من با علی علیه‌السلام در کوفه بودم. آن حضرت در کنار خانۀ زبیر بن عوام قدم می‌زد و گروهی (از مردم) دنبالش می‌رفتند تا (با راه‌رفتن پشت سر او) پاشنه‌های پایش را زخمی کرده و خونین ساختند.

حضرت به‌سوی آنان رو کرد و فرمود: «خداوندا، مرا از دست اینان راحت فرما. خداوند میان من و شما جدایی افکند. خداوندا، به‌جای اینان کسانی بهتر از ایشان را به من عطا کن و به‌جای من، کسانی بدتر از مرا (به‌عنوان حاکم) به اینان بده».

ابورافع می‌گوید: تا پایان همان روز (بیشتر طول نکشید) که علی علیه‌السلام کشته شد.

منبع

شرح الاخبار (چاپ جامعه مدرسین)، ج۲، ص۴۲۹، ح۷۷۹.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *