خوشحالی یزید از انتقام گرفتن به نقل از امالی شیخ صدوق
متن کتاب
… فَقَالَتْ سُكَيْنَةُ: وَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ أَقْسَى قَلْباً مِنْ يَزِيدَ، وَ لَا رَأَيْتُ كَافِراً وَ لَا مُشْرِكاً شَرّاً مِنْهُ، وَ لَا أَجْفَى مِنْهُ، وَ أَقْبَلَ يَقُولُ وَ يَنْظُرُ إِلَى الرَّأْسِ [فَجَعَلَ يَضْرِبُ ثَنَايَاهُ بِمِخْصَرَةٍ كَانَتْ فِي يَدِهِ وَ هُوَ يَقُولُ:
«لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلاَ / خَبَرٌ جَاءَ وَ لاَ وَحْيٌ نَزَلَ (الاحتجاج)]
لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا / جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلِ
[لَأَهَلُّوا وَ اِسْتَهَلُّوا فَرَحاً / ثُمَّ قَالُوا: يَا يَزِيدُ لاَ تُشَلَّ
لَسْتُ مِنْ خِنْدِفَ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ / مِنْ بَنِي أَحْمَدَ مَا كَانَ فَعَلَ
قَدْ قَتَلْنَا اَلْقَرْمَ مِنْ سَادَاتِهِمْ / وَ عَدَلْنَاهُ بِبَدْرٍ فَاعْتَدَلَ (تفسیر قمی)]».
ترجمه
… سکینه گفت: به خدا سوگند، هیچکس را سنگدلتر از یزید ندیدم و هیچ کافر و مشرکی را بدتر و جفاکارتر از او مشاهده نکردم. یزید روی بهسوی سر امام حسین علیهالسلام آورد و درحالیکه به سر مینگریست [با چوبدستی که در دست داشت بر دندانهای پیشینش میزد و میگفت:
«بنیهاشم با پادشاهی بازی کردند؛ / (وگرنه) نه خبری (از آسمان) آمده و نه وحیای نازل شده است! (الاحتجاج)]
ایکاش بزرگان من که در (جنگ) بدر حضور داشتند، میدیدند / که چگونه قبیلۀ خزرج (در این نبرد) از ضربات نیزهها بیتابی کردند!
[(اگر آنها بودند) هلهله میکردند و از شادی فریاد میزدند / و سپس میگفتند: ای یزید، دستت شل مباد (و کارت پرتوان باد)!
من از نسل خندف (قریش) نیستم / اگر از فرزندان احمد انتقام آنچه کردند را نگیرم!
ما بزرگان و سروران آنها را کشتیم / و این را با (کشتههای جنگ) بدر برابر کردیم و تلافی شد (تفسیر قمی)]».
منبع
امالی شیخ صدوق به ترجمۀ کمرهای (نشر کتابچی)، ص۱۶۷، مجلس۳۱، حدیث۳. صل مطلب از کتاب امالی شیخ صدوق است، اما برای تکمیل بحث، از کتابهای دیگری هم استفاده شده که متن آن بین دو قلّاب [] قرار داده شده و در انتهای هر قلّاب منبع آن آمده است: الاحتجاج طبرسی (انتشارات اسوه)، ج۲، ص۱۲۲، ح۱۷۳؛ تفسیر قمی (نشر دارالکتاب)، ج۲، ص۸۶. این اشعار با تفاوتهایی در کتب بسیاری به نقل از یزید آمده است.
نظرات