احترام حرّ ریاحی به مادر گرامی امام حسین علیهما السلام
متن کتاب
… فركب أصحاب الحسين و ساقوا النساء بين أيديهم، فقدمتْ خيل الكوفة حتّى حالت بينهم و بين المسير، فضرب الحسين بيده إلى سيفه ثمّ صاح بالحرّ: «ثكلتك أمّك! ما الذي تريد أن تصنع»؟ فقال الحرّ: «أما و اللّه لو قالها غيرك من العرب لرددتها عليه كائناً مَن كان، و لكن لا و اللّه ما [لي] إلى ذلك سبيل من ذكر أمّك…».
ترجمه
… پس یاران امام حسین علیهالسلام سوار شدند و زنان (کاروان) را پیشاپیش خود به حرکت درآوردند. در این هنگام لشکریان کوفه پیش آمدند و میان آنها و ادامۀ مسیر مانع شدند. امام حسین علیهالسلام دست به شمشیر برد و فریاد بر سر حرّ زد: «مادرت به عزایت بنشیند! چه قصدی داری و میخواهی چه کنی»؟
حرّ گفت: «به خدا سوگند، اگر غیر از تو کسی از میان عرب چنین سخنی به من میگفت، هرکه بود، پاسخ او را میدادم (نام مادرش را به زشتی میبردم)؛ اما به خدا سوگند که من راهی به جز ذکر خیر دربارۀ مادر تو ندارم…».
منبع
الفتوح ابن اعثم (نشر دار الاضواء)، ج۵، ص۷۸.
نظرات