بی احترامی به سر شریف امام حسین علیه السلام در مسیر کوفه تا شام به نقل از المعجم الکبیر طبرانی
متن کتاب
عَنْ أَبِي قَبِيلٍ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ رَضِيَ اللّٰهُ تَعَالَى عَنْهُمَا، احْتَزُّوا رَأْسَهُ، و قَعَدُوا فِي أَوَّلِ مَرْحَلَةٍ يَشْرَبُونَ النَّبِيذَ، يَتَحَيَّوْنَ بِالرَّأْسِ [و ينحتون الرأس و يتحفون الرأس]، فَخَرَجَ عَلَيْهِمْ قَلَمٌ مِنْ حَدِيدٍ مِنْ حَائِطٍ، فَكَتَبَ بِسَطْرِ دَمٍ:
أَ تَرْجُو أُمَّةٌ قَتَلَتْ حُسَيْناً / شَفَاعَةَ جَدِّهِ يَوْمَ الْحِسَابِ
فَهَرَبُوا و تركوا الرَّأْسَ، ثُمَّ رَجَعُوا.
ترجمه
از ابوقبیل روایت شده: هنگامی که امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند، سرِ مبارک ایشان را بریدند و در اولین منزلگاه (برای استراحت) نشستند و شروع به نوشیدن شراب کردند و با سرِ مبارک به یکدیگر تحیت میگفتند [و سر را میتراشیدند و به یکدیگر هدیه میدادند]، ناگهان قلمی آهنین از دیوار بر آنان ظاهر شد و با خطی از خون نوشت:
آیا امتی که حسین را کشتند / در روز حساب، امید به شفاعت جدّ ایشان دارند
پس (از ترس) گریختند و سرِ مبارک را رها کردند، سپس بازگشتند.
منبع
المعجم الکبیر طبرانی (مکتبة ابن تیمیة)، ج۳، ص۱۲۳، ح۲۸۷۳. آنچه بین دو قلّاب آمده، از این کتب است: تاریخ مدینة دمشق (دارالفکر)، ج۱۴، ص۲۴۴؛ بغیة الطلب فی تاریخ حلب ابن عدیم (دار الفکر)، ج۶، ص۲۶۵۲.
نظرات