شهادت کودک شیرخوار امام حسین علیهما السلام به نقل از تاریخ یعقوبی
متن کتاب
بقي وحده [أي الإمام الحسين عليه السلام] ما معه أحد من أهله، و لا ولده، و لا أقاربه، فإنّه لواقف على فرسه إذ أتي بمولود قد ولد له في تلك الساعة، فأذّن في أذنه، و جعل يحنّكه، إذ أتاه سهم، فوقع في حلق الصبي، فذبحه، فنزع الحسين السهم من حلقه، و جعل يلطخه بدمه و يقول: «و الله لأنت أكرم على الله من الناقة، و لمحمّد أكرم على الله من صالح»! ثمّ أتى فوضعه مع ولده و بني أخيه.
ترجمه
امام حسین علیهالسلام تنها ماندند و کسی از خانواده، فرزندان و خویشاوندانشان با ایشان نبود. درحالیکه سوار بر اسب خود ایستاده بودند، نوزادشان را که همان ساعت به دنیا آمده بود، نزد ایشان آوردند. امام در گوش او اذان گفتند و کامش را برداشتند که ناگهان تیری آمد و بر گلوی کودک نشست و او را سر برید. امام حسین علیهالسلام تیر را از گلوی او بیرون کشیدند و شروع کردند به آغشته کردن کودک به خونش و میفرمودند: «به خدا سوگند، تو نزد خدا گرامیتر از آن مادهشتر هستی (شتر صالح) و محمد نزد خدا گرامیتر از صالح است»! سپس آمدند و او را در کنار فرزندان و برادرزادگانشان قرار دادند.
منبع
تاریخ الیعقوبی (دار صادر)، ج۲، ص۲۴۵. احتمال دارد که این طفل همان علیاصغر علیهماالسلام باشد و ممکن است کودک دیگری باشد.
نظرات