پاره کردن نامه فدک توسط عمر به نقل از الاختصاص

متن کتاب

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ‌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ جَلَسَ أَبُو بَكْرٍ مَجْلِسَهُ بَعَثَ إِلَى وَكِيلِ فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهَا فَأَخْرَجَهُ مِنْ فَدَكَ‌ فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ … فَلَمَّا أَتَتْهُ وَ قَالَتْ لَهُ ذَلِكَ [أي أدلّة كثيرة تدلّ علی مالكيتها علی فدك] قَالَ [أبو بكر]: «صَدَقْتِ». قَالَ: فَدَعَا بِكِتَابٍ فَكَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَكَ‌.

فَقَالَ: فَخَرَجَتْ وَ اَلْكِتَابُ مَعَهَا فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ: «يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا اَلْكِتَابُ اَلَّذِي مَعَكَ»؟ فَقَالَتْ: «كِتَابٌ كَتَبَ لِي أَبُو بَكْرٍ بِرَدِّ فَدَكَ‌». فَقَالَ: «هَلُمِّيهِ إِلَيَّ». فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَيْهِ فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اِسْمُهُ اَلْمُحَسِّنُ‌ فَأَسْقَطَتِ اَلْمُحَسِّنَ‌ مِنْ بَطْنِهَا، ثُمَّ لَطَمَهَا فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِي أُذُنِهَا حِينَ نُقِفَتْ،‌ ثُمَّ أَخَذَ اَلْكِتَابَ فَخَرَقَهُ فَمَضَتْ وَ مَكَثَتْ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً مَرِيضَةً مِمَّا ضَرَبَهَا عُمَرُ ثُمَّ قُبِضَتْ … .

ترجمه

عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از دنیا رفت و ابوبکر بر جایگاه او نشست، کسی را نزد نمایندۀ حضرت فاطمه علیهاالسلام فرستاد و او را از فدک بیرون کرد. پس حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد ابوبکر آمد… . هنگامی که نزد او آمد و آن مطالب را برای او بیان کرد (یعنی دلایل فراوانی بر مالکیت خود بر فدک اقامه نمود)، ابوبکر گفت: «راست گفتی». سپس کاغذی خواست و برای او نوشته‌ای تنظیم کرد که بر اساس آن فدک به وی بازگردانده شود.

حضرت فاطمه علیهاالسلام درحالی‌که آن نوشته همراهش بود، بیرون آمد. در راه، عمر با او روبه‌رو شد و گفت: «ای دختر محمد، این نوشته‌ای که همراه توست چیست»؟ فرمود: «این نوشته‌ای است که ابوبکر برای بازگرداندن فدک به من نوشته است». عمر گفت: «آن را به من بده». اما حضرت از تحویل آن خودداری کرد. پس عمر با پای خود به ایشان لگد زد؛ درحالی‌که آن حضرت به فرزندی به نام محسن باردار بود، و در نتیجه محسن را سقط کرد. سپس سیلی‌ای به صورت ایشان زد، چنان‌که گویی هنوز گوشواره‌ای را که در گوشش بود می‌بینم که هنگام سیلی‌خوردن از جا کنده شد. سپس نوشته را گرفت و پاره کرد. حضرت فاطمه علیهاالسلام بازگشت و از اثر ضربه‌ای که عمر به ایشان زده بود، هفتاد و پنج روز بیمار بود، سپس از دنیا رفت… .

منبع

الاختصاص (نشر جامعه مدرسین)، ص۱۸۳ و ۱۸۵. البته اینکه حضرت محسن علیه‌السلام در جریان این واقعه سقط و شهید شده باشند، با باقی مطالب تاریخی تضاد دارد. ظاهراً مراد این است که تأثیر جدّی در سقط و شهادت این طفل داشته و در جریان هجوم به خانۀ وحی منجر به سقط کامل او شده است.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *