شادی مخالفین در شب عاشورا به نقل از التعجب کراجکی
متن کتاب
من عجيب ما سمعته: أنّهم في المغرب بمدينة قرطبة يأخذون في ليلة العاشوراء رأس بقرة ميّتة، و يجعلونه على عصا، و يحمل و يطاف به الشوارع و الأسواق، و قد اجتمع حوله الصبيان يصفّقون و يلعبون، و يقفون به على أبواب البيوت و يقولون: «يا مسي المروسة،1 أطعمينا المطنفسة» – يعنون القطائف – و أنّها تعدّ لهم، و يكرّمون و يتبرّكون بما يفعلون.
ترجمه
از عجیبترین چیزهایی که شنیدهام این است: مخالفین در مغرب (مراکش) در شهر قرطبه، در شب عاشورا سرِ گاو مردهای را برمیدارند و آن را بر بالای چوبدستی (عصایی) میگذارند و آن را در خیابانها و بازارها میگردانند، درحالیکه کودکان گرد آن جمع شده، دست میزنند و بازی میکنند. آنها جلوی درِ خانهها میایستند و میگویند: «ای مسی مروسه، به ما شیرینی بده». این شیرینی برایشان تهیه میشود و با این کار تبرک میجویند و به کرامت میرسند.
منبع
التعجب کراجکی (دارالغدیر)، ص۱۱۵.
- جملۀ «مسی المروسة» در کتابها بهصورت مختلف نقل شده است و معنای دقیق آن برای ما مشخص نشد. ظاهراً نام شخص معروفی در مغرب باید باشد که ضربالمثل شده است. ↩︎
نظرات