آمدن امام حسین بالای سر حضرت عباس علیهما السلام به نقل از مقتل الحسین علیه السلام بحرالعلوم
متن کتاب
[عند ما خرّ العبّاس عليه السلام علی الأرض صريعاً و نادی أبا عبد الله عليه السلام] قالوا: فأدركه الحسين، و به رمق الحياة، فأخذ رأسه الشّريف و وضعه في حجرة، و جعل يمسح الدّم و التّراب عنه، ثمّ بكى بكاء عالياً، و قال: «الآن انكسر ظهري، و قلّت حيلتي، و شمت بي عدوّي»!
ثمّ انحنى عليه و اعتنقه، و جعل يقبّل موضع السّيوف من وجهه و نحره و صدره. ثمّ حمل على القوم، فأخذ يضرب فيهم و هو يقول: «إلى أين تفرّون و قد فتتّم عضدي»!
ثمّ رجع إلى أخيه، و انحنى عليه يقبّله و يبكي، ففاضت نفس العبّاس المقدّسة و رأسه في حجر أخيه.
ترجمه
[هنگامی که حضرت عباس علیهالسلام بر زمین افتاد و امام حسین علیهالسلام را صدا زد] راویان گفتهاند: امام حسین علیهالسلام به او رسید درحالیکه هنوز نیمهجانی در تن داشت. پس سر مبارکش را برداشت و در دامن خود نهاد و شروع کرد به پاککردن خون و خاک از چهرهاش؛ سپس با صدای بلند گریست و فرمود: «اکنون کمرم شکست و چارهام کم شد و دشمنم شاد گشت»!
سپس بر (پیکر) او خم شد و در آغوشش گرفت و جای شمشیرها را بر صورت، گلو و سینهاش میبوسید. آنگاه بهسوی لشکر دشمن حملهور شد و در میان آنان شمشیر میزد و میفرمود: «به کجا میگریزید درحالیکه بازوی مرا شکستید»!
سپس بهسوی برادرش بازگشت، بر او خم شد و درحالیکه میگریست او را میبوسید، تا اینکه جان مقدس حضرت عباس علیهالسلام، درحالیکه سرش در دامان برادرش بود، از بدنش خارج شد.
منبع
مقتل الحسین علیهالسلام بحرالعلوم (دارالمرتضی)، ص۳۴۱.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات