پاره کردن نامه فدک توسط عمر به نقل از الکافی

متن کتاب

[قال الإمام الكاظم عليه السلام]: … فَلَمَّا وُلِّيَ أَبُو بَكْرٍ، أَخْرَجَ عَنْهَا وُكَلَاءَهَا، فَأَتَتْهُ‌، فَسَأَلَتْهُ أَنْ يَرُدَّهَا عَلَيْهَا، فَقَالَ لَهَا: «ائْتِينِي بِأَسْوَدَ أَوْ أَحْمَرَ يَشْهَدُ لَكِ بذلك». فَجَاءَتْ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ و أُمِّ أَيْمَنَ‌ ، فَشَهِدَا لَهَا ، فَكَتَبَ لَهَا بِتَرْكِ التَّعَرُّضِ.

فَخَرَجَتْ‌ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا، فَلَقِيَهَا عُمَرُ، فَقَالَ‌: «مَا هٰذَا مَعَكِ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ»؟ قَالَتْ‌: «كِتَابٌ كَتَبَهُ‌ لِيَ‌ ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ». قَالَ‌ : «أَرِينِيهِ‌». فَأَبَتْ‌، [فدفع بيده في صدرها] فَانْتَزَعَهُ مِنْ يَدِهَا، و نَظَرَ فِيهِ‌، ثُمَّ تَفَلَ فِيهِ‌، و مَحَاهُ و خَرَقَهُ‌  فَقَالَ لَهَا: «هٰذَا لَمْ يُوجِفْ عَلَيْهِ أَبُوكِ بِخَيْلٍ و لا ركاب، فَضَعِي الْحِبَالَ‌ فِي رِقَابِنَا». …

ترجمه

[امام کاظم علیه‌السلام فرمود]: … چون ابوبکر به خلافت رسید، وکلای حضرت زهرا علیهاالسلام را از فدک بیرون کرد. پس حضرت زهرا علیهاالسلام نزد او آمد و از ابوبکر خواست که فدک را به او بازگرداند. ابوبکر گفت: «کسی از سیاه‌پوستان یا سرخ‌پوستان (هرکسی را) بیاور که به این امر برای تو شهادت دهد». پس حضرت فاطمه امیرالمؤمنین علیهماالسلام و ام‌‌ایمن را آورد و آن دو به نفع او شهادت دادند. پس ابوبکر نوشته‌ای برای او نوشت که متعرض او نشوند.

حضرت فاطمه علیهاالسلام درحالی‌که نوشته همراهش بود خارج شد. عمر با او برخورد کرد و گفت: «ای دختر محمد، این چیست که همراه توست»؟ فرمود: «نامه‌ای است که پسر ابی‌قحافه برایم نوشته است». عمر گفت: «آن را به من نشان بده». حضرت امتناع ورزید. [عمر با دست به سینهٔ او زد] و نامه را از دستش کشید و در آن نگاه کرد، سپس در آن آب دهان انداخت، آن را محو کرد و پاره نمود و گفت: «پدر تو برای تصاحب این زمین اسب و شتری به تاخت درنیاورد؛ پس طناب‌ها را به گردن‌های ما بینداز (و تسلیم شو)». …

منبع

الکافی (دارالحدیث)، ج۲، ص۷۲۵، ح۱۴۲۵.آنچه بین دو قلّاب[] در وسط متن آمده، از شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید (کتابخانه آیت‌الله مرعشی)، ج۱۶، ص۲۳۴ است.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *