حضور انبیا علیهم السلام در قتلگاه به نقل از طرماح بن عدی به نقل از مقتل ابومخنف

2 دقیقه
,
متن کتاب

قال الطّرمّاح بن عديّ رحمه الله‌: كنتُ في القتلى و قد وقع فيَّ جراحات، و لو حلفت لكنت صادقاً، إنِّي كنت غير نائمٍ إذ أقبل عشرون فارساً و عليهم ثياب بيض، يفوح منها المسك و العنبر فجاؤوا حتّى صاروا قريباً من جسد الحسين عليه السلام، فتقدّم رجل إليه، و أجلسه قريباً منه، و أومى بيده إلى الكوفة، و إذا برأسه قد أقبل، فركّبه على الجسد، فعاد مثل ما كان بقدرة اللّٰه تعالى، و هو يقول: «يا ولدي قتلوك، و من شرب الماء منعوك! ما أشدّ جرأتهم على اللّٰه»!

ثمّ التفت إلى مَن كان عنده، فقال: «يا أبي يا آدم، و يا أبي إبراهيم، و يا أبي إسماعيل، و يا أخي موسى، و يا أخي عيسى، أما ترون ما صنعتْ الطّغاة بولدي! لا أنالهم اللّٰه شفاعتي»! فتأمّلته، فإذا هو رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله.

ترجمه

طرمّاح بن عدی رحمه‌الله می‌گوید: من در میان کشتگان بودم و در بدنم زخم‌هایی وارد شده بود. اگر سوگند بخورم، راست گفته‌ام که من خواب نبودم. ناگهان بیست سوار به‌سوی من آمدند که جامه‌هایی سفید بر تن داشتند و از آن جامه‌ها بوی مشک و عنبر به مشام می‌رسید. آمدند تا نزدیک پیکر امام حسین علیه‌السلام رسیدند. مردی از میان آنان پیش آمد و امام را نزدیک خود نشاند. سپس با دست خود به‌سوی کوفه اشاره کرد. ناگهان دیدم سر مبارک امام از آن سو آمد. آن مرد سر را بر پیکر قرار داد و به قدرت خدای متعال، بدن امام دوباره همانند حالت نخست شد. درحالی‌که می‌گفت: «ای فرزندم، تو را کشتند و از نوشیدن آب نیز منعت کردند! چه اندازه بر خدا جرئت و گستاخی ورزیدند»!

سپس به کسانی که نزد او بودند رو کرد و گفت: «ای پدرم آدم، ای پدرم ابراهیم، ای پدرم اسماعیل، ای برادرم موس، و ای برادرم عیسی، آیا نمی‌بینید ستمگران با فرزندم چه کردند! خداوند آنان را از شفاعت من بهره‌مند نگرداند»! پس با دقت به او نگریستم، ناگهان دیدم که او رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

منبع

مقتل الحسین علیه السلام ابومخنف (نشر الالفین)، ص۱۵۷.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *