تیر به چشم حضرت عباس زدن به نقل از کتاب سردار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
متن کتاب
مرحوم سید محمدابراهیم قزوینی متوفای ۱۳۶۰ هجری [قمری] در صحن مظهر حضرت ابوالفضل علیهالسلام امامجماعت بودند و مرحوم آقای شیخ محمدعلی خراسانی متوفای ۱۳۸۳ هجری که واعظی بینظیر بود، بعد از نماز ایشان به منبر میرفت. یک شب مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل علیهالسلام خوانده بود و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی که سخت متأثر شده بود و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: «چنین مصیبتهای سخت که سند خیلی قوی ندارد چرا میخوانید»؟
شب در عالم رؤیا به محضر مقدس حضرت ابوالفضل علیهالسلام مشرف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: «سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من رسید (و شاید فرموده بود: به چشم راست من)، هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، تیر بیرون نیامد و عمامه از سرم افتاد. زانوها را بالا آوردم و خم شدم که بهوسیلۀ دوزانو تیر را از چشم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد»!
نقل از فرزند آن مرحوم، علامه حاج سید محمدکاظم قزوینی.
منبع
سردار کربلا حضرت ابوالفضلالعباس علیهالسلام (نشر مولود کعبه)، پاورقی ص۲۸۹.
نظرات