قبر حضرت معصومه، تجلی گاه قبر حضرت زهرا علیهما السلام به نقل از آیت الله محمود مرعشی

متن کتاب

نسّابۀ گران‌قدر مرحوم آیت‌الله سید محمود مرعشی نجفی، متوفای ۱۳۳۸ هـ صاحب «مشجّرات علویین» بسیار علاقمند بود که به هر طریقی شده، محل قبر شریف حضرت صدیقۀ طاهره علیهاالسلام را به دست آورد. برای این مقصود ختم مجرّبی انتخاب کرده، چهل شب به آن مداومت نمود تا شاید خداوند به طریقی او را از محل قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام آگاه فرماید.

شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر و یا حضرت صادق – صلوات الله علیهما – مشرف شد.1 امام علیه‌السلام به ایشان فرمود: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ أَهْلِ الْبَيْتِ؛ به دامن کریمۀ اهل‌بیت چنگ بزن».

ایشان به تصوّر این که منظور امام علیه‌السلام از «کریمۀ اهل‌بیت» حضرت زهرا است، عرضه داشت: «بلی، قربانت گردم، من نیز این ختم را برای همین گرفتم که محل قبر شریف آن حضرت را به‌صورت دقیق‌تر بدانم و به زیارتش مشرف شوم».

امام علیه‌السلام فرمودند: «منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است». سپس اضافه نمودند: «به جهت مصالحی خداوند اراده فرموده است که محل قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام برای همیشه از همگان مخفی باشد و لذا قبر حضرت معصومه را تجلی‌گاه قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است. اگر قرار بود قبر حضرت زهرا علیهاالسلام ظاهر باشد، هر جلال و جبروتی که برای آن قبر شریف مقدر بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام قرار داده است».

مرحوم مرعشی هنگامی که از خواب برخاست تصمیم گرفت که رخت سفر بربندد و به‌قصد زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام رهسپار ایران شود. او بلافاصله مهیای سفر شده با همه اعضای خانواده‌اش نجف اشرف را به‌قصد زیارت «کریمۀ اهل‌بیت» ترک نمود.2

مرحوم مرعشی به سال ۱۳۳۸ هـ در نجف اشرف در گذشت. فرزند برومندش مرحوم آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی به سال ۱۳۴۲ هـ رهسپار ایران شد و پس از توقف کوتاهی در تهران به سال ۱۳۴۳ هـ. وارد حوزه علمیۀ قم گردید، و برای همیشه در جوار کریمۀ اهل‌بیت رحل اقامت افکند تا در شب هشتم ماه صفر ۱۴۱۱ هـ دیده از جهان فروبست.

منبع

زندگانی کریمه اهل‌بیت علیهم‌السلام علی‌اکبر مهدی‌پور (نشر آرام دل)، ص۵۱.

  1. «مرحوم آیت‌الله مرعشی همیشه آن را با تردید نقل می‌کرد». (از پاورقی کتاب) ↩︎
  2. «این داستان را مرحوم آیت‌الله مرعشی چندین بار در ملاقات‌های اینجانب با ایشان از پدر بزرگوارشان نقل کردند و حقیر آن را بدون هیچ تصرفی در اینجا آوردم». (از پاورقی کتاب) ↩︎

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *