حزن شدید امام رضا علیه السلام از اشعار دعبل به نقل از مثیر الکئابة و الاشجان

متن کتاب

في بعض تأليفات بعض الأصحاب نوّر الله لهم التراب: [بعد ما أنشد دعبل أشعاره بحضرة الإمام الرضا عليه السلام] قال دعبل رضي الله عنه: فعلتْ زفرات الرضا عليه السلام و تجدّدت حسراته و تحدّرت عبراته و قال: «وا قتيلاه! وا غريباه! وا جدّاه! وا حسيناه! و اعظم مصيبتاه! ليت الموت أعدمني الحياة! بنفسي أفدي جدّي، أسير الكربات و ساكب العبرات و قتيل الطغاة! يا لها من مصيبة ما أعظمها و رزيّة ما أكبرها!

يا دعبل، لقد هيّجت عليّ أحزاناً ساکنة و قد كانت في قلبي كامنة. لقد حلّ بهم الرزء العظيم و الخطب الجسيم و المصيبة العظمی التي تزلزلت لها الجبال الرواسي و بكت لها السماء»!

ترجمه

در برخی از تألیفات بعضی از اصحاب – خداوند خاک قبر آنان را نورانی گرداند – آمده است: (پس از آنکه دعبل اشعار خود را در محضر امام رضا علیه‌السلام خواند) دعبل رضی‌الله‌عنه گفت: نفس‌های عمیق و آه‌های سوزناک امام رضا علیه‌السلام شدت گرفت، اندوه‌هایش تازه شد، و اشک‌هایش سرازیر گردید و فرمود: «وای بر کشته‌شده‌ام! وای بر غریبم! وای بر جدم! وای بر حسینم! چه مصیبت بزرگی! ای‌کاش مرگ مرا از زندگی بی‌بهره می‌کرد! جانم فدای جدم باد؛ همان که اسیر اندوه‌ها، فرو‌ریزندۀ اشک‌ها و کشته‌شده به دست ستمگران بود! چه مصیبتی که چه بسیار بزرگ است و چه رزیّه‌ای که چه بسیار عظیم است!

ای دعبل، تو اندوه‌هایی را که در سکون بودند و در دل من نهفته مانده بودند، برانگیختی. بر آنان مصیبتی عظیم، حادثه‌ای بس بزرگ و مصیبتی سترگ فرود آمد؛ مصیبتی که کوه‌های استوار را به لرزه درآورد و آسمان بر آن گریست»!

منبع

مثیر الکئابة و الاشجان فی ذکر بعض احوال غریب خراسان علیه السلام (نسخۀ آستان قدس به شمارۀ ۸۵۱۰)، برگ۱۲.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *