به کنیزی خواستن حضرت ام کلثوم علیها السلام در مجلس یزید به نقل از کامل بهائی

متن کتاب

… [در مجلس یزید] زهیر مسخرۀ1 عراقی در آمد و گفت: «یا امیر، این کنیزک را به من ده» و اشارت کرد به ام‌کلثوم و قصد کرد که چادر ام‌کلثوم بگیرد. ام‌کلثوم به عربی گفت که: «دستت بریده باد، از ما دور شو»!

زهیر که عربی شنید، متعجب شد پرسید که: «ایشان چه طایفه‌اند»؟ پنداشت که اسیران روم‌اند. امام زین‌العابدین گفت: «این، دخترِ دختر رسول خداست و من پسرِ پسرِ دختر او، این عورات دختران فاطمۀ بنت محمداند».

زهیر بیرون رفت و دست راست خود را برید و بازآمد، دست خود بدست گرفته بود، خون می‌چکید و گفت: «یا بنت بنت رسول اللّه، مرا حلال کن که دعای تو مستجاب است» و عذر خواست و از آنجا بیرون رفت و دیگر کسی او را ندید.

منبع

کامل بهائی (نشر مرتضوی)، ص۶۳۹.

  1. مسخره: کسی که کارهای خنده‌دار انجام می‌دهد. ↩︎
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *