عقاب تکذیب ثواب گریۀ بر امام حسین علیه السلام

متن کتاب

و در حدیث دیگر از سید علی حسنی مرویست که گفت: «با جماعتی از مؤمنان در مشهد مقدس امام رضا علیه‌السلام می‌بودم، چون روز عاشورا شد یکی از اصحاب کتاب مقتل امام حسین علیه‌السلام را می‌خواند تا رسید به حدیثی که امام محمدباقر علیه‌السلام فرموده که: «هرکه بر مصیبت امام حسین گریه کند و اشک از دیده‌اش بیرون آید اگرچه به‌قدر پر مگسی باشد، خداوند گناهان او را بیامرزد اگرچه مانند کف دریاها باشد و عدد ستاره‌ها».

یکی از حضار مجلس که دعوی علم می‌نمود ولی بهره‌ای از آن نداشت، این حدیث شریف را انکار کرد و گفت: «عقل من این را قبول نمی‌کند»! من با او نزاع کردم، میانۀ من و او گفتگوی زیادی شد، پس مردم متفرق شدند، باز او بر تکذیب حدیث اصرار داشت تا به منزل خود رفت.

پس در خواب می‌بیند که قیامت قیام کرده و مردمان را در صحرایی که اصلاً اعوجاج و انحرافی ندارد محشور کرده‌اند و ترازوی اعمال بندگان را بر پا و پل صراط استوار کرده‌اند و خلایق به مقام حساب برآمده‌اند و نامه‌های اعمال را پراکنده کرده‌اند و آتش جهنم زبانه می‌کشد و بهشت‌ها را آرایش داده‌اند.

می‌گوید که: «در آن حال حرارت شدیدی بر من غالب شده و در نهایت تشنگی بر من مستولی شد، آب طلب کردم نیافتم. ناگاه به‌طرف راست و چپ نگاه کردم حوضی در نهایت طول و عرض دیدم، دانستم که حوض کوثر است و آن حوض پر از آب بود، از برف سردتر و از شهد شیرین‌تر بود. و بر لب حوض دو مرد و یک زن دیدم که نور ایشان عالم را روشن کرده بود و جامه‌های سیاه پوشیده بودند و در کمال حزن و اندوه می‌گریستند.

پس از اهل محشر پرسیدم که: «ایشان کیانند»؟ گفتند: «محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمۀ زهرا». پرسیدم: «چرا رخت سیاه پوشیده‌اند و می‌گریند»؟ گفتند: «امروز عاشور است که حسین بن علی را در کربلا شهید کردند از این جهت محزونند».

پس به خدمت حضرت خیرالنساء فاطمۀ زهرا علیهاالسلام رفته عرض کردم: «ای دختر رسول خدا، به‌درستی که من تشنه‌ام و از تو آب می‌خواهم». آن معصومۀ مکرمۀ از روی غضب به من نگریسته فرمود: «تو انکار می‌کنی در مصیبت گریستن فرزندم و قرّةالعینم حسین که به ظلم و جور و ستم و عدوان شهید شده! خدا لعنت کند بر کشندگان و ظلم‌کنندگان و منع‌کنندگان او را از آب»!

پس در آن حال بیدار گردیدم و از شدت فزع رعشه بر اندام و در جوارحم افتاده، پس بسیار استغفار کردم، آنچه گفته بودم پشیمان شدم»».

راوی گوید که: «آن شخص به نزد ما آمد و ما را از خواب خود خبر داد و توبه کرد به‌سوی خدا از آنچه گفته بود».

منبع

تحفة المجالس، معجزات امام حسین علیه‌السلام، مطلب دوم. داستان در کتب روبه‌رو بدون اشاره به منبعشان ذکر شده: کتاب المنتخب طریحی (چاپ اعلمی بیروت)، ص۳۵۸؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۳، ح۳۸.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *