بریده شدن دو دست حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
متن کتاب
فَبَینَمَا العَبَاسُ فِی الْحَرْبِ مَعَ الْقَوْمِ، کَمَنَ لَهُ رَجُلٌ یقَالُ لَهُ: «زَوَارَةُ بْنُ مُحَارِبٍ»، فَلَمَّا مَرَّ عَلَیهِ الْعَبَّاسُ طَلَعَ عَلَیهِ فَضَرَبَ یدَهُ الیُمْنَی فَبَرَاهَاه کَبَرْیِ الْقَلَمِ و ذَلِکَ بَعْدَ أَنْ قَتَلَ مِنْهُم أَرْبَعَمِأة و خَمسِین؛ پس در آن حال که آن جناب مشغول حرب بود و چهارصد و پنجاه نفر را کشته بود که ناگاه ملعونی که او را «زَوارة بن مُحارب» میگفتند، از کمین بیرون جست و شمشیری بر دست راست آن جناب زد و دستش را مانند قلم قطع نمود.
… و بالجمله چون دست راست پسر دست خدا جدا شد، مشک را به دوش چپ افکند و با کمال چابکی شمشیر را نیز به دست چپ گرفت، «وَ اِلْتَفَتَ إِلَی الحسین؛ و در آن حال رو بهجانب امام حسین کرد»؛ یعنی ای برادر، گواه باش که با آنکه دستم را بریدند من دست از نصرت تو بر نداشتهام.
… [لحظهای که هر دو دست حضرت عباس علیهالسلام قطع شد] پس آن مشک را به دندان گرفت و گریست و عرض کرد که: «اللَّهُمَّ، إِنَّ أَطْفالَ الحُسَینِ عِطاشٌ؛ خداوندا، بهدرستی که طفلان امام حسین تشنهاند، مرا مهلتی ده تا آب به آنها برسانم».
منبع
کتاب تذکرة الشهداء، ج۱، ص۵۹۲.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات