بیداری مردم شام به نقل از تذکرة الشهداء

متن کتاب

 [هنگامی که اسرا در شام اسیر بودند] و بالجمله یزید روزبه‌روز بر نوازش و اکرام و احترام اهل‌بیت می‌افزود، و علی بن الحسین را در هنگام تغذّی و تعشّی [= غذا و شام خوردن] بر سر خَوان [= سفرۀ غذا] خود حاضر می‌کرد و احترام بسیار از آن بزرگوار می‌گرفت شاید که تلافی عملش شود و مردم هم این مطلب را فراموش نمایند.

و در «حیاة الحیوان» است که: «وَ کانَ یَزِیدُ إِذا حَضَرَ غَذَاؤُهُ دَعَا عَلَیَّ بِنَ الْحُسَینِ وَ أَخَاهُ عُمَرَ بْنِ الْحُسَینِ، فَأَکلَا مَعَهُ؛ [یزید هرگاه که غذایش آماده می‌شد، امام سجاد و برادرش عمر بن حسین را دعوت می‌کرد و آن دو با یزید غذا می‌خوردند]».

و مع‌ذلک روزبه‌روز این مطلب ظاهرتر می‌شد و گویا که مردم شام در خواب بودند و بیدار شدند و با یکدیگر گفتند که: «این چه عملی بود که این کافر ملحد کرد و فرزند پیغمبر خدا را کشته، عیالش را مانند اسیران روم و زنگبار به شام آورده»! «فَعَطَّلُوا الأَسْواقَ وَ جَدَّدُوا العَزَاءَ وَ أَظْهَرُوا الْمُصِیبَةَ لأَهْلِ الْعَباءِ؛ پس خورده‌خورده بازارها را بستند و در هر خانه عزای امام حسین را برپا کردند» و گفتند: «ما نمی‌دانستیم که این سر حسین است، بلکه به ما گفتند که این سر خارجی است که در ارض عراق خروج کرده است».

پس چون این خبرها به گوش یزید رسید، امر کرد تا قرآن را جزوجزو کرده چنان‌که الحال متعارف است. پس چون مردم از نماز فارغ می‌شدند در مسجدها هر یک را جزوی به دستش می‌دادند که بخواند تا آنکه مشغول به خواندن قرآن شوند و دیگر ذکری از این واقعه ننمایند، و مع‌ذلک مردم فراموش نمی‌کردند و ذکر می‌نمودند مصائب اهل‌بیت را و می‌گریستند و بر یزید لعنت می‌کردند، و این مطلب گوشزد یزید شد و بر خود بترسید و گفت که: «شاید بودن اهل‌بیت در شام باعث فتنه شود، و یا اینکه مردم به دیدن این‌ها بیشتر متذکّر این واقعه گردند و کم‌کم کار به فساد انجامد، لهذا مصلحت در آن دید که اهل‌بیت را از شام روانه نماید».

منبع

کتاب تذکرة الشهداء، ج۲، ص۳۹۰.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *