رسیدن اسرا به کربلا به نقل از الدرّ المسلوک

متن کتاب

لمّا رجع عليّ بن الحسين من الشام كان معه ولده محمداً الباقر و عمره أربع سنين، و معه من بني عمّه الحسن ثلاثة: و هم زيد و الحسن و عمرو، و نساء الحسين و عياله. فلمّا بلغوا إلى العراق قالوا للدليل: «مُرَّ بنا على طريق كربلاء». فوضعوا [كذا و الصحيح: فوصلوا] في موضع المصرع، فوجدوا جابر بن عبد اللّه الأنصاري صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و جماعة من بني هاشم، قد وردوا لزيارة قبر الحسين فوافوا في وقت واحد، و تلاقوا بالبكاء و الحزن و أقاموا المآتم المقرحة للأكباد، و اجتمعت إليهم نساء ذلك السواد، و أقاموا على ذلك أيّاماً ينوحون و يبكون.

ترجمه

شیخ حرّ در کتاب درّ مسلوک می‌فرماید که: چون علی بن الحسین از شام مراجعت فرمود و با او بود امام محمدباقر و از عمرش در آن حال چهار سال گذشته بود، و با او بود نیز از فرزندان امام حسن، حسن بن الحسن المثنی و زید بن الحسن و عمر بن الحسن، و زنان امام حسین و عیال او، و به راه کوفه رسیدند به دلیل راه گفتند که: «ما را به کربلا بر».

پس چون رسیدند به موضع مصرع، جابر بن عبدالله انصاری را با جمعی از بنی‌هاشم و مردمانی از آل رسول در آنجا یافتند که به زیارت فرزند فاطمه آمده بودند. پس یکدیگر را ملاقات کردند به گریه و اندوه، و چنان عزاداری نمودند که جگرها کباب کردند و زنانی از اهل آن سواد با ایشان جمع شدند و چند روز در آنجا بماندند، و عزاداری کردند و به روایتی این‌قدر گریه‌وزاری کردند که زمین کربلا به ناله درآمد.

منبع

متن عربی از الدرّ المسلوک، ج۱، ص۲۳۷. ترجمه از کتاب تذکرة الشهداء، ج۲، ص۴۰۸.

برای دیدن توضیحات کتاب الدرّ المسلوک اینجا و کتاب تذکرة الشهداء اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب کتاب الدرّ المسلوک اینجا و کتاب تذکرة الشهداء اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *