وصیت حضرت زهرا علیها السلام به بوسیدن امام حسین علیه السلام به نقل از ثمرات الاعواد
متن کتاب
روي: أنّ فاطمة لمّا دنت منها الوفاة دعت ابنتها زينب، فشمّتها من نحرها، و قبّلتها في صدرها، و قالت لها: «هذه وديعة لي عندك، فإذا رأيت أخاك وحيداً فريداً شمّيه في نحره، و قبّليه في صدره؛ فإنّ نحره موضع سيف ابن ذي الجوشن، وإنّ صدره موضع حوافر خيول بني أميّة».
قال [الراوي]: فامتثلت الحوراء زينب ذلك، و لمّا كان يوم عاشوراء و بقي الحسين وحيداً فريداً، أراد أن يودّع العيال و يمضي إلى القتال، أقبلت إليه أمّ المصائب و قالت له: «أخي، اكشف لي عن صدرك و عن نحرك». فكشف لها الحسين عن صدره، قبّلته في صدره و شمّته في نحره، ثمّ وجّهت وجهها نحو المدينة صائحة: «يا أمّاه، قد استرجعت الوديعة و أخذت الأمانة».
فتعجّب الحسين من كلامها، فقال لها: «أخية، و من الأمانة»؟ قالت: «اعلم يا بن أمّ، لمّا دنت الوفاة من أمّنا فاطمة، قرّبتني إليها و شمّتني في نحري و قبّلتني في صدري، و قالت لي : «يا بنيّة، هذه وديعة لي عندك، فإذا رأيت أخاك الحسين وحيداً فريداً شمّيه في نحره و قبّليه في صدره».
قال الراوي: فلمّا سمع بذكر أمّه بكى و سمع مناد ينادي بين السماء و الأرض: «وا ولداه، وا حسيناه»!
ترجمه
روایت شده است: هنگامی که وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیک شد، دخترش زینب را فراخواند، گلویش را بویید و سینهاش را بوسید و گفت: «این امانتی از من نزد توست. هنگامی که برادرت را تنها و بییاور دیدی، گلویش را ببو و سینهاش را ببوس؛ زیرا گلویش جای شمشیر پسر ذیالجوشن است و سینهاش جای سم اسبان بنیامیه».
راوی گفت: حورا زینب چنین کرد و هنگامی که روز عاشورا فرا رسید و امام حسین علیهالسلام تنها و بییاور ماند و خواست با خانواده خداحافظی کند و بهسوی نبرد برود، زینب بهسویش آمد و گفت: «برادرم، سینه و گلویت را برایم آشکار کن». حسین سینهاش را برای او آشکار کرد، سینهاش را بوسید و گلویش را بویید. سپس رویش را بهسوی مدینه کرد و فریاد زد: «ای مادر، امانت بازپس گرفته و ودیعه دریافت شد».
امام حسین علیهالسلام از سخن او متعجب شد و گفت: «خواهرم، این امانت چیست»؟ گفت: «بدان ای پسر مادرم، هنگامی که وفات مادرمان فاطمه نزدیک شد، مرا نزدیک خود کشید و گلویم را بویید و سینهام را بوسید و گفت: «ای دخترم، این امانتی از من نزد توست. هنگامی که برادرت حسین را تنها و بییاور دیدی، گلویش را ببو و سینهاش را ببوس»».
راوی گفت: وقتی امام حسین علیهالسلام نام مادرش را شنید، گریست و شنید که ندادهندهای میان آسمان و زمین فریاد میزند: «وای فرزندم! وای حسینم»!
منبع
ثمرات الاعواد، ج۱، ص۳۱ و ۲۷۱.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات