عبور حضرت زینب علیها السلام از کنار قتلگاه به نقل از ثمرات الاعواد
متن کتاب
[لمّا مرّت قافلة الأسری من عند مقتل سيّد الشهداء عليه السلام] قيل: أرادت أن ترمي [زينب عليها السلام] بنفسها من ظهر الناقة ناداها السجّاد: «عمّه، ارحمي حالي، ارحمي ضعف بدني! عمّه، إذا رميتِ بنفسك، من يركبك و أنا مقيّد»؟ قالت: «يا بن أخي، أريد أن أودّع أخي الحسين عليه السلام».
فقال لها: «عمه، ودّعي أخاك و أنت على ظهر الناقة». فجعلت تنادي: «أخي، أَوْدَعْتُكَ الله السميع العليم. يا بن أمّ، و الله لو خيّروني بين المقام عندك أو الرحيل عنك لاخترت المقام عندك و لو أنّ السباع تأكل لحمي»!
ترجمه
[هنگامی که کاروان اسیران از کنار قتلگاه امام حسین علیهالسلام گذشت] گفته شده: حضرت زینب علیهالسلام خواست خود را از پشت شتر به پایین بیندازد، امام سجاد علیهالسلام او را ندا داد: «عمه، بر حالم رحم کن، بر ضعف بدنم رحم کن! عمه، اگر خود را پایین بیندازی، چه کسی تو را سوار میکند درحالیکه من در بندم»؟ گفت: «ای برادرزاده، میخواهم با برادرم حسین علیهالسلام خداحافظی کنم».
فرمود: «عمه، از روی همین شتر با برادرت خداحافظی کن». پس شروع به نداکردن کرد: «برادرم، تو را به خداوند شنوا و دانا میسپارم. ای پسر مادرم، به خدا سوگند اگر مرا میان ماندن نزد تو یا رفتن از نزدت مخیر کنند، ماندن نزد تو را برمیگزینم، حتی اگر درندگان گوشت مرا بخورند»!
منبع
ثمرات الاعواد، ج۲، ص۵.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات