حجاب اسرا به نقل از الخصائص الزینبیة

متن کتاب

رأيت في بعض تأليفات العالم الجليل، و الثقة النبيل، و المحدّث الخبير، و الفقيه النحرير صاحب كتاب «الكبريت الأحمر» أنّه رأى ذات ليلة في عالم الرؤيا و كأنّه في مجلس عزاء و حداد على الإمام الحسين عليه السلام و قد صعد الخطيب على المنبر و هو يتكلّم حول سبي أهل البيت، و أسر بنات الرسالة و الوحي، حتّى قال: «و لست أدري هل أنّ السبايا بعد أن سلبهم الأعداء كلّ شيء حتّى قناع النساء، كنّ مكشّفات الوجه حالة السبي أو مستورات الوجوه»؟

و إذا بي و كأنّي أرى السيّدة زينب الكبرى عليها السلام و باقي الأسرى حاضرات في المجلس، فتوجّهت للخطيب و قلت له: «أيّها الخطيب، أنّ السيدة زينب عليها السلام مع بقية السبايا هاهنّ حاضرات في المجلس، فاسمح لي في أن أسألهنّ عن ذلك». فسألتها علیها السلام أو سألت أختها أمّ كلثوم، و لا يحضرني الآن أيّهما بالتعيين، فأجابتني قائلة: «كنّا مستورات الوجوه رغم أنّهم لم يبقوا لنا ثياباً لائقة بنا».

ترجمه

در برخی تألیفات عالم بزرگوار، محدّث آگاه و فقیه برجسته، صاحب کتاب «کبریت احمر» دیدم که نوشته بود: شبی در عالم رؤیا دیدم که گویی در مجلس عزایی برای امام حسین علیه‌السلام هستم و خطیب بر منبر رفته و دربارۀ اسیرشدن اهل‌بیت و به اسارت رفتن دختران رسالت سخن می‌گوید، تا آنجا که گفت: «من نمی‌دانم پس از آنکه دشمنان همه‌چیز اسیران، حتی مقنعۀ زنان را از آنان گرفتند، آیا در حال اسارت با چهره‌های باز بودند یا با چهره‌های پوشیده»؟

ناگهان گویی دیدم که حضرت زینب کبری علیهاالسلام و دیگر اسیران در مجلس حاضرند، پس رو به خطیب کردم و گفتم: «ای خطیب، حضرت زینب علیهاالسلام با دیگر اسیران اینجا در مجلس حاضرند، پس به من اجازه دهید تا این موضوع را از آنان بپرسم». پس، از ایشان علیهاالسلام یا از خواهرش امّ‌کلثوم پرسیدم – و اکنون به خاطر ندارم که دقیقاً از کدام یک پرسیدم – و او در پاسخ به من فرمود: «ما با چهره‌های پوشیده بودیم، اگرچه آنان هیچ لباس شایسته‌ای برای ما باقی نگذاشته بودند».

منبع

الخصائص الزینبیة، ص۲۵۲.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *