دفن حرّ ریاحی به نقل از معالی السبطین علیهما السلام
متن کتاب
قيل: إنّ السّرّ في بُعد قبره [الحرّ عليه الرّحمة] عن الشّهداء فرسخاً هو أنّه لمّا نادى ابن سعد لعنه اللّه بنداء رضّ الجسد الشّريف اجتمعوا بنو رياح، و قالوا: «إنّ جسد شيخنا في القتلى، و لإن عَصَى الأميرَ ساعة واحدة، فلقد أطاعه طول عمره». فقال لعنه اللّه: «احملوا جسد شيخكم». فحملوا بنو رياح عشيرة الحرّ جسده، و دفنوه هناك، و ما أحلى العشيرة! أسفي على من فُنِيَتْ عشيرته، و لم يبق له من يمنع جسده عن الرّضّ حين انتدب عشرة من أولاد زناً، و داسوا بحوافر خيولهم صدر الحسين عليه السّلام!
ترجمه
گفته شده است: راز اینکه قبر حرّ علیهالرحمة یک فرسخ از محل دفن سایر شهدا فاصله دارد، این است که وقتی ابن سعد – لعنت خدا بر او – ندای «رَضّ الجسد الشریف» (زیر سمّ اسبها کوبیدن پیکر مقدس امام) را داد، قبیلۀ بنیریاح گرد هم آمدند و گفتند: «پیکر بزرگ ما (حرّ) در میان کشتههاست؛ اگر هم ساعتی نافرمانی امیر را کرده، در تمام عمرش او را فرمانبرداری کرده است». ابن سعدِ ملعون گفت: «جسد بزرگتان را (از میان کشتهها) ببرید». پس بنیریاح، طایفۀ حرّ، پیکرش را برداشتند و در همانجا دفن کردند؛ و چه نیکو عشیرهای بودند! افسوس بر کسی که عشیرهاش از میان رفت و دیگر کسی نماند تا از پیکرش در برابر لگدمالشدن جلوگیری کند، آنگاه که ده نفر از حرامزادگان داوطلب شدند و با سُمّ اسبهای خود بر سینۀ امام حسین علیهالسلام تاختند!
منبع
معالی السبطین علیهماالسلام، ج۱، ص۳۶۹.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات