آمدن امام حسین بالای سر حضرت عباس به نقل از معالی السبطین علیهم السلام

متن کتاب

في بعض الكتب أخذ الحسين عليه السّلام رأسه، و وضعه في حجره، و جعل يمسح الدّم عن عينيه، فرآه و هو يبكي، فقال الحسين عليه السّلام: «ما يبكيك يا أبا الفضل»‌؟ قال: «أخي، يا نور عيني، و كيف لا أبكي و مثلك الآن جئتني و أخذت رأسي عن التّراب، فبعد ساعة من يرفع رأسك عن التّراب و من يمسح التّراب عن وجهك»!

و كان الحسين عليه السّلام جالساً، إذ شهق العبّاس شهقة، و فارقت روحه الطّيّبة، و صاح الحسين عليه السّلام: «وا أخاه، وا عبّاساه»!

ترجمه

در برخی کتاب‌ها آمده است: امام حسین علیه‌السلام سر حضرت عباس علیه‌السلام را برداشت و بر دامان خود نهاد و شروع کرد خون را از چشمانش پاک‌کردن. امام، حضرت عباس علیه‌السلام را نگریست که گریه می‌کرد، فرمودند: «ای ابوالفضل، چرا گریه می‌کنی»؟ حضرت عباس علیه‌السلام گفت: «ای برادرم، ای نور چشمانم، چگونه گریه نکنم و حال‌آنکه تو اکنون نزد من آمده‌ای و سر مرا از روی خاک برداشته‌ای، ساعتی بعد چه کسی سر تو را از خاک برخواهد داشت، و چه کسی غبار چهره‌ات را خواهد زدود»!

امام حسین علیه‌السلام هنوز نشسته بود که ناگاه حضرت عباس علیه‌السلام فریادی کشید و جان پاکش از بدن جدا شد. امام حسین علیه‌السلام فریاد زد و ناله برآورد: «وای برادرم! وای عباسم»!

منبع

معالی السبطین علیهماالسلام، ج۱، ص۴۴۹.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *