آتش زدن خیمه ها به نقل از معالی السبطین علیهما السلام

2 دقیقه
, ,
متن کتاب

قال السّيّد في اللّهوف: ثمّ أخرجوا النّساء، و اشعلوا في الخيم ناراً، فخرجن حواسر حافيات باكيات يمشين سبايا في أسر الذّلّة. و في بعض المقاتل: أنّ زينب الكبرى أقبلت على زين العابدين و قالت: «يا بقية الماضين و ثمال الباقين، قد أضرموا النّار في مضاربنا فما رأيك فينا»؟ فقال عليه السّلام: «عليكنّ بالفرار»! ففررن بنات رسول اللّه صائحات باكيات نادبات إلاّ زينب الكبرى فإنّها كانت واقفة تنظر إلى زين العابدين؛ لأنّه لا يتمكّن من النّهوض و القيام.

قال بعض من شهد: رأيت امرأة جليلة واقفة بباب الخيمة، و النّار تشتعل من جوانبها، و هي تارة تنظر يمنة و يسرة، و أخرى تنظر إلى السّماء و تصفق بيديها، و تارة تدخل في تلك الخيمة و تخرج، فأسرعتُ إليها و قلتُ: «يا هذي، ما وقوفك هاهنا و النّار تشتعل من جوانبك، و هؤلاء النّسوة قد فررن و تفرّقن و لم تلحقي بهنّ و ما شأنك»‌؟ فبكت، و قالت: «يا شيخ، إنّ لنا عليلاً في الخيمة و هو لا يتمكّن من الجلوس و النّهوض فكيف أفارقه و قد أحاطت النّار به»!

ترجمه

در لهوف آمده: زنان اهل‌بیت را بیرون کشیدند و در خیمه‌ها آتش افکندند. زنان پابرهنه، گریان و بی‌سرپناه، به‌صورت اسیر و با ذلت بیرون آمدند.

در برخی از مقاتل آمده است: حضرت زینب کبری علیهاالسلام به‌سوی امام زین‌العابدین علیه‌السلام رو کرد و فرمود: «ای باقی‌ماندۀ گذشتگان و یاور بازماندگان، آتش در خیمه‌های ما انداختند، چه کار کنیم»؟ امام زین‌العابدین علیه‌السلام فرمودند: «فرار کنید»! دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله درحالی‌که فریاد می‌کشیدند، گریه می‌کردند و شیون می‌نمودند، فرار کردند، جز حضرت زینب کبری علیهاالسلام که ایستاده بود و به امام زین‌العابدین علیه‌السلام نگاه می‌کرد؛ زیرا ایشان توانایی برخاستن و ایستادن نداشتند.

یکی از شاهدان عینی می‌گوید: زنی جلیل‌القدر را دیدم که کنار در خیمه ایستاده بود، درحالی‌که آتش از اطراف به خیمه شعله‌ور بود. گاهی به راست و چپ نگاه می‌کرد، گاهی به آسمان می‌نگریست و دستانش را به‌هم می‌زد، و گاهی داخل آن خیمه می‌شد و بیرون می‌آمد. به‌سرعت به‌سویش رفتم و گفتم: «ای زن، چرا اینجا ایستاده‌ای درحالی‌که آتش از اطراف تو شعله‌ور است، و بانوان دیگر فرار کرده و پراکنده شدند و تو به آنان ملحق نشدی، ماجرا چیست»؟ آن زن گریه کرد و گفت: «ای پیرمرد، در خیمۀ ما بیماری هست که توانایی نشستن و برخاستن ندارد، چگونه او را رها کنم درحالی‌که آتش او را احاطه کرده است»!

منبع

معالی السبطین علیهماالسلام، ج۲، ص۸۸. متن خط اول در لهوف (چاپ سازمان اوقاف – تصحیح فارس حسون)، ص۱۸۰ آمده.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *