حزن امیرالمؤمنین علیه السلام از شهید نشدن در جنگ احد

2 دقیقه
,
متن کتاب

اِنْصَرَفَ [أمير المؤمنين عليه السلام] مِنْ أَحَدٍ وَ بِهِ ثَمَانُونَ جِرَاحَةً، يَدْخُلُ اَلْفَتَائِلُ مِنْ مَوْضِعٍ وَ يَخْرُجُ مِنْ مَوْضِعٍ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ عَائِداً وَ هُوَ مِثْلُ اَلْمُضْغَةِ عَلَى نَطْعٍ‌، فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ بَكَى فَقَالَ لَهُ: «إِنَّ رَجُلاً يُصِيبُهُ هَذَا فِي اَللَّهِ لَحَقٌّ عَلَى اَللَّهِ أَنْ يَفْعَلَ بِهِ وَ يَفْعَلَ».

فَقَالَ مُجِيباً لَهُ وَ بَكَى: «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لَمْ يَرَنِي وَلَّيْتُ عَنْكَ وَ لاَ فَرَرْتُ. بِأَبِي وَ أُمِّي، كَيْفَ حُرِمْتُ اَلشَّهَادَةَ»! قَالَ: «إِنَّهَا مِنْ وَرَائِكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ».

قَالَ [الراوي]: فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌: «إِنَّ أَبَا سُفْيَانَ‌ قَدْ أَرْسَلَ مَوْعِدَةُ بَيْنِنَا وَ بَيْنِكُمْ حَمْرَاءَ اَلْأَسَدِ». فَقَالَ: «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، وَ اَللَّهِ لَوْ حُمِلْتُ عَلَى أَيْدِي اَلرِّجَالِ مَا تَخَلَّفْتُ عَنْكَ». …

شَكَتِ اَلْمَرْأَتَانِ‌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ مَا يَلْقَى وَ قَالَتَا: «يَا رَسُولَ اَللَّهِ‌، قَدْ خَشِينَا عَلَيْهِ مِمَّا تَدْخُلُ اَلْفَتَائِلُ فِي مَوْضِعِ اَلْجِرَاحَاتِ مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ وَ كِتْمَانُهُ مَا يَجِدُ مِنَ اَلْأَلَمِ». قَالَ: فَعُدَّ مَا بِهِ مِنْ أَثَرِ اَلْجِرَاحَاتِ عِنْدَ خُرُوجِهِ مِنَ اَلدُّنْيَا فَكَانَتْ أَلْفَ جِرَاحَةٍ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ‌.

ترجمه

امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جنگ احد برگشت و هشتاد زخم بر پیکرش بود. فتیله‌ها از جایی در بدنش وارد می‌شد و از جایی دیگر بیرون می‌آمد (یعنی شدت زخم باعث سوراخ‌شدن بدن شده بود). رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برای عیادت بر او وارد شد، درحالی‌که امام مانند تکه‌ای گوشتِ جویده‌شده بر روی پوستِ دباغی‌شده بود. هنگامی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله او را دید، گریست و فرمود: «کسی که در راه خدا این‌گونه آسیب ببیند، بر خدا سزاوار است که با او (بهترین‌ها را) انجام دهد، و (حتماً بهترین‌ها را) انجام می‌دهد».

امام علی علیه‌السلام در پاسخ گریست و فرمود: «پدر و مادرم فدایت باد، سپاس خدای را که مرا ندید از تو روی برگردانده یا گریخته باشم. پدر و مادرم فدایت باد، چگونه از شهادت محروم شدم»! پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «ان‌شاءالله شهادت از پشت سر (در آینده) نصیب تو خواهد شد».

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «همانا ابوسفیان، وعده‌گاهی بین ما و شما در حمراءالاسد تعیین کرده است». امام علی علیه‌السلام فرمود: «پدر و مادرم فدایت باد، به خدا قسم، اگر مردان مرا با دست (بر روی دوششان) حمل کنند، از تو (در این نبرد) عقب نخواهم ماند». …

دو زن (معالجه‌کننده) از آنچه امیرالمؤمنین علیه‌السلام تحمل می‌کرد، نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شکایت بردند و گفتند: «ای رسول خدا، ما از اینکه فتیله‌ها از جایی به جایی در موضع زخم‌ها وارد می‌شود، بر او بیمناکیم و (همچنین از) پنهان‌کردن دردی که احساس می‌کند». زخم‌هایی که امام علی علیه‌السلام (از تمام جنگ‌ها) بر بدن داشت، هنگام رحلتش شمارش شد و (تعدادشان) هزار زخم بود، از فرق سر تا قدمش؛ درود خدا بر او باد. 

منبع

الاختصاص (نشر جامعه مدرسین)، ص۱۵۸.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *