ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه السلام به نقل از بحارالانوار

3 دقیقه
,
متن کتاب

رَأَيْنَا فِي بَعْضِ اَلْكُتُبِ اَلْقَدِيمَةِ رِوَايَةً فِي كَيْفِيَّةِ شَهَادَتِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَوْرَدْنَا مِنْهُ شَيْئاً مِمَّا يُنَاسِبُ كِتَابَنَا هَذَا عَلَى وَجْهِ اَلاِخْتِصَارِ قَالَ‌: رَوَى أَبُو اَلْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَكْرِيُّ‌ عَنْ لُوطِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَشْيَاخِهِ وَ أَسْلاَفِهِ‌ قَالُوا: …

قَالَ اَلرَّاوِي: وَ كَانَ مِنْ كَرَمِ أَخْلَاقِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ يَتَفَقَّدُ النَّائِمِينَ فِي الْمَسْجِدِ وَ يَقُولُ لِلنَّائِمِ: «الصَّلَاةَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ، الصَّلَاةَ، قُمْ إِلَى الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ عَلَيْكَ» … فَفَعَلَ ذَلِكَ كَمَا كَانَ يَفْعَلُهُ عَلَى مَجَارِي عَادَتِهِ مَعَ النَّائِمِينَ فِي الْمَسْجِدِ، حَتَّى إِذَا بَلَغَ إِلَى الْمَلْعُون‏ … فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «لَقَدْ هَمَمْتَ بِشَيْ‏ءٍ «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا» [مريم: ۹۰] وَ لَوْ شِئْتُ لَأَنْبَأْتُكَ بِمَا تَحْتَ ثِيَابِكَ».

ثُمَّ تَرَكَهُ وَ عَدَلَ عَنْهُ إِلَى مِحْرَابِه‏، قَامَ قَائِماً يُصَلِّي وَ كَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُطِيلُ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ فِي الصَّلَاةِ كَعَادَتِهِ فِي الْفَرَائِضِ وَ النَّوَافِلِ … أَقْبَلَ يَمْشِي حَتَّى وَقَفَ بِإِزَاءِ الْأُسْطُوَانَةِ الَّتِي كَانَ الْإِمَامُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُصَلِّي عَلَيْهَا، فَأَمْهَلَهُ حَتَّى صَلَّى الرَّكْعَةَ الْأُولَى وَ رَكَعَ وَ سَجَدَ السَّجْدَةَ الْأُولَى مِنْهَا وَ رَفَعَ رَأْسَهُ، فَعِنْدَ ذَلِكَ أَخَذَ السَّيْفَ وَ هَزَّهُ ثُمَّ ضَرَبَهُ عَلَى رَأْسِهِ الْمُكَرَّمِ الشَّرِيفِ فَوَقَعَتِ الضَّرْبَةُ عَلَى الضَّرْبَةِ الَّتِي ضَرَبَهُ عَمْرُو بْنُ عَبْدَ وُدٍّ الْعَامِرِيُّ، ثُمَّ أَخَذَتِ الضَّرْبَةُ إِلَى مَفْرَقِ رَأْسِهِ إِلَى مَوْضِعِ السُّجُود.

فَلَمَّا أَحَسَّ الْإِمَامُ بِالضَّرْبِ لَمْ يَتَأَوَّهْ وَ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ وَ وَقَعَ عَلَى وَجْهِهِ … قَائِلًا: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه»‏ … وَ سَارَ السَّمُّ فِي رَأْسِهِ وَ بَدَنِهِ… ثُمَّ أَحَاطُوا بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ هُوَ يَشُدُّ رَأْسَهُ بِمِئْزَرِهِ وَ الدَّمُ يَجْرِي عَلَى وَجْهِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ قَدْ خُضِبَتْ بِدِمَائِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: «هَذَا مَا وَعَدَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ». …

ترجمه

در برخی از کتاب‌های کهن روایت شده: …

از خوی کریمانه امام علی علیه‌السلام این بود که به خفتگان در مسجد سرکشی می‌کرد و به آنان می‌فرمود: «نماز! خدا تو را رحمت کند، نماز! برای ادای نماز واجبی که بر عهده داری، برخیز». … پس آن شب (شب ضربت‌خوردن) نیز طبق عادت همیشگی‌اش با خفتگان مسجد همین کار را کرد، تا آنکه به آن ملعون (ابن ملجم) رسید… امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: «تصمیمی گرفته‌ای که «نزدیک است آسمان‌ها از آن متلاشی شود و زمین بشکافد و کوه‌ها فرو ریزد» [مریم: ۹۰] و اگر می‌خواستم، تو را از آنچه زیر لباس‌هایت پنهان کرده‌ای، آگاه می‌کردم».

سپس امام او را رها کرد و به سمت محرابش بازگشت و به نماز ایستاد. حضرت علیه‌السلام عادت داشت که در نمازهای واجب و نافله، رکوع و سجود را طولانی کند… آن ملعون پیش آمد و در برابر ستونی که امام علیه‌السلام بر آن نماز می‌گزارد، ایستاد و منتظر ماند تا امام رکعت اول را خواند و به رکوع رفت و سجدۀ اول را به‌جای آورد و سر از سجده برداشت. در آن هنگام، شمشیر را گرفت و تکان داد، سپس بر سر مبارک و شریف آن حضرت فرود آورد. آن ضربه بر همان جای ضربه‌ای خورد که عمرو بن عبدود عامری (در جنگ خندق) بر سر حضرت زده بود؛ آن ضربه تا فرق سر و جایگاه سجده‌اش را شکافت.

وقتی امام ضربت را احساس کرد، ناله نکرد و صبر پیشه کرد و آن را برای خدا به حساب آورد و به رو افتاد… و می‌فرمود: «به نام خدا و به یاری خدا و بر آیین رسول خدا». … و زهر در سر و بدنش جاری شد. … سپس مردم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را در میان گرفتند، درحالی‌که حضرت سرِ مبارکش را با پارچه‌ای می‌بست و خون بر صورت و محاسن شریفش جاری بود و محاسنش به خونش رنگین شده بود و می‌فرمود: «این همان وعده‌ای است که خدا و رسولش به من داده‌اند و خدا و رسولش راست گفتند». …

منبع

بحارالانوار (دار احیاء التراث العربی)، ج۴۲، ص۲۵۹ و ۲۸۱.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *