مسجد ذکر

متن کتاب

… أ لم يروا ما فعل قبل ذلك من لعن أمير المؤمنين عليه السّلام على المنابر ثمانين سنة، ليس فيها مسلم ينكر، حتّى أنّ أحد خطبائهم بمصر نسى أن يلعن أمير المؤمنين عليه السّلام على المنبر في خطبته و ذكر ذلك في الطريق عند منصرفه، فلعنه حيث ذكر؛ قضاءً لما نسيه، و قياماً بما يرى أنّه فرض، و قد لزم و بنى في ذلك المكان مسجداً و هو باق إلى الآن بسوق وردان يعرف بمسجد الذكر، و هدم في بعض السنين لأمر من الأمور، فرأيت في موضعه سرجاً كثيرة و آثار بخور لنذور، و قيل لي: إنّه يؤخذ من ترابه و يتشافى به، ثمّ بني بعد ذلك و عظم أمره.

ترجمه

… بر روی منابر به مدت هشتاد سال امیرالمؤمنین علیه‌السلام لعن می‌شد و هیچ مسلمانی آن را انکار نمی‌کرد، تا جایی که یکی از خطبای آن‌ها در مصر فراموش کرد در خطبه‌اش بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام لعن بفرستد؛ هنگامی که در مسیر بازگشت به یادش آمد، همان‌جا که به یاد آورده بود لعن را جاری کرد؛ تا آنچه را فراموش کرده بود قضا کند و به وظیفه‌ای که آن را واجب و حتمی می‌پنداشت، عمل کرده باشد.

در آن مکان مسجدی بنا کرد که تا به امروز در بازار «وردان» باقی است و به «مسجد الذکر» (مسجد یادآوری) معروف است. در سال‌هایی، به دلایلی آن مسجد تخریب شد، اما من در جای آن چراغ‌های بسیاری و بخور به‌عنوان نذر دیدم. به من گفته شد که از خاک آن برای شفاگرفتن برمی‌دارند. سپس (پس از تخریب)، دوباره آن مسجد بازسازی شد و جایگاهش فزونی یافت.

منبع

التعجب کراجکی (دارالغدیر)، ص۱۱۸.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *