چگونگی ورود اسرا به شام به نقل از اقبال الاعمال

متن کتاب

فِي كِتَابِ اَلْمَصَابِيحِ‌ بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: قَالَ لِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍِّّ‌:سَأَلْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ‌ عَنْ حَمْلِ يَزِيدَ لَهُ، فَقَالَ: «حَمَلَنِي عَلَى بَعِيرٍ يَظْلَعُ بِغَيْرِ وِطَاءٍ، وَ رَأْسُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ عَلَى عَلَمٍ، وَ نِسْوَتُنَا خَلْفِي عَلَى بِغَالٍ، فأكُفُّ، وَ اَلْفَارِطَةُ خَلْفَنَا، وَ حَوْلَنَا بِالرِّمَاحِ، إِنْ دَمَعَتْ مِنْ أَحَدِنَا عَيْنٌ قُرِعَ رَأْسُهُ بِالرُّمْحِ، حَتَّى إِذَا دَخَلْنَا دِمَشْقَ‌ صَاحَ صَائِحٌ: «يَا أَهْلَ اَلشَّامِ‌، هَؤُلاَءِ سَبَايَا أَهْلِ اَلْبَيْتِ اللُعُون»».

ترجمه

امام صادق علیه‌السلام فرمود: پدرم امام باقر علیه‌السلام به من گفت: از پدرم امام سجاد علیه‌السلام دربارۀ اینکه یزید او را (به شام) برد، پرسیدم. فرمود: «مرا بر شتری لنگ، بدون هیچ زین و پالانی سوار کرد، و سر امام حسین علیه‌السلام بر بالای نیزه‌ای (نهاده شده بود)، و زنان ما پشت سر من بر استرانی سوار بودند. من آن‌چنان (از ضعف و ناراحتی) کج می‌شدم و نزدیک بود سقوط کنم. ستمگران پشت سر ما بودند و نیزه‌ها گرداگرد ما را گرفته بودند؛ به‌طوری که اگر از کسی از ما قطره‌ای اشک جاری می‌شد، با نیزه بر سرش می‌زدند. تا وقتی که وارد دمشق شدیم، منادی‌ای فریاد زد: «ای مردم شام، اینان اسیران ملعون خاندان پیامبرند»»!

منبع

اقبال الاعمال (دار الکتب الاسلامیة)، ج۲، ص۵۸۳. بابت فهم میزان ظلم و مصیبت، اهانت‌هایی را که به اسرا شد، ترجمه کردیم؛ معذرت محضر صاحب‌الزمان علیه‌السلام.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *