حزن حضرت زینب از دیدن سر امام حسین علیهما السلام در مجلس یزید به نقل از الاحتجاج

متن کتاب

… فَلَمَّا رَأَتْ زَيْنَبُ‌ ذَلِكَ [رأس الإمام الحسين عليه السلام في مجلس يزيد و ضربه للرأس] فَأَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ، ثُمَّ نَادَتْ بِصَوْتٍ حَزِينٍ تُقْرِعُ اَلْقُلُوبَ: «يَا حُسَيْنَاهْ‌! يَا حَبِيبَ رَسُولِ اَللَّهِ‌! يَا اِبْنَ مَكَّةَ‌ وَ مِنًى! يَا اِبْنَ فَاطِمَةَ اَلزَّهْرَاءِ‌ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ! يَا اِبْنَ مُحَمَّدٍ اَلْمُصْطَفَى»! قَالَ [الراوي]: فَأَبْكَتْ وَ اَللَّهِ كُلَّ مَنْ كَانَ وَ يَزِيدُ سَاكِتٌ… .

ترجمه

… پس وقتی حضرت زینب علیها‌السلام این صحنه را دید [سرِ امام حسین علیه‌السلام در مجلس یزید و به آن سر می‌زند]، دستانش را به‌سوی گریبانش برد و آن را درید. سپس با صدایی اندوهناک که دل‌ها را می‌خراشید، فریاد زد: «ای حسین! ای محبوبِ رسول خدا! ای فرزندِ مکه و منی! ای فرزندِ فاطمهٔ زهرا، سرورِ زنان! ای فرزندِ محمدِ مصطفی»!

راوی گفت: به خدا سوگند، هرکس را که آنجا بود به گریه انداخت و یزید خاموش بود… .

منبع

الاحتجاج طبرسی (انتشارات اسوه)، ج۲، ص۱۲۳، ح۱۷۳.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *