سلام کردن سر بریده امام حسین به امام سجاد علیهما السلام در مجلس یزید
متن کتاب
في مثير الأحزان: قال عليّ بن الحسين عليه السلام ليزيد: «أُريد أن تريني وجه أبي». فقال : «لن تراه». و كان الرّأس الشّريف في طشت من العَسْجَد1 مُغطّى بمنديلٍ زِئْبَقِيّ،2 فإذا بالمنديل ارتفعتْ، و ناداه: «السّلام عليك يا ولداه، السّلام عليك يا عليّ»!
فصاح عليّ بن الحسين عليهما السلام: «و عليك السّلام و رحمة اللّٰه و بركاته. يا أبتاه، أيتمتني و ذهبت يا أبتاه عنِّي، و فُرّق بيني و بينك! فها أنا راجع إلى حرم جدِّي رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله، اُودِّعك اللّٰه تعالىٰ و أسترعيك، و أقرأ عليك السّلام».
ترجمه
در کتاب مثیر الاحزان آمده است که امام سجاد علیهالسلام به یزید فرمود: «میخواهم چهرۀ پدرم را به من نشان دهی». یزید گفت: «هرگز آن را نخواهی دید». سر مبارک امام حسین علیهالسلام در طشتی از طلا بود که با دستمالی جیوهایرنگ پوشانده شده بود. ناگهان دستمال کنار رفت و امام علیهالسلام ندا داد: «سلام بر تو باد ای فرزندم، سلام بر تو باد ای علی»!
امام سجاد علیهالسلام فریاد برآورد: «سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد. ای پدر، مرا یتیم کردی! ای پدر، از (نزد) من رفتی و میان من و تو جدایی افتاد! اکنون من بهسوی حرم جدّم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بازمیگردم، تو را به خداوند متعال میسپارم و شما را به او وامیگذارم، و سلام به تو میدهم».
منبع
شرح شافیة أبی فراس، نوشتۀ محمد بن میرحاج حسینی (چاپ وزارت ارشاد)، ص۳۸۲.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات