خواب امام حسین در منزل ثعلبیه و پاسخ حضرت علی اکبر علیهما السلام
متن کتاب
سار الحسين حتى نزل الثَعلبية و ذلك في وقت الظهيرة، فنزل و ترك أصحابه، ثم وضع الحسين رأسه و نام، ثم انتبه من نومه باكياً، فقال له ابنه: «ما لك تبكي يا أبت؟ لا أبكى اللّه لك عيناً»! فقال الحسين: «يا بنيّ، إنّها ساعة لا تكذب فيها الرؤيا، أعلمك أنّي رأيت فارساً على فرس حتّى وقف عَلَيَّ فقال: «يا حسين، إنّكم تسرعون المسير و المنايا بكم تسرع إلى الجنّة»، فعلمت أنّ أنفسنا قد نعيت إلينا».
فقال له ابنه: «يا أبت، أ لسنا على الحقّ»؟ قال: «بلى يا بنيّ و الذي ترجع العباد إليه». فقال عليّ رضي اللّه عنه: «إذاً لا نبالي بالموت». فقال الحسين: «جزاك اللّه عنّي يا بنيّ خيراً جُزِيَ به ولد عن والد».
ترجمه
امام حسین علیهالسلام به راه خود ادامه داد تا در وقت ظهر به منطقه «ثَعلبیه» رسید. ایشان فرود آمد و یارانش را واگذاشت (تا استراحت کنند)، سپس سر (بر زمین) نهاد و به خواب رفت. پس از مدتی، درحالیکه میگریست از خواب بیدار شد. پسرش (حضرت علیاکبر علیهالسلام) گفت: «پدر جان، چرا گریه میکنی؟ خداوند هیچگاه چشمانت را گریان نکند»!
امام حسین علیهالسلام فرمود: «پسرم، این ساعتی است که رؤیا در آن دروغ نمیباشد؛ بدان که من در خواب سواری را بر اسبی دیدم که مقابل من ایستاد و گفت: «ای حسین، شما در حرکت شتاب میکنید و مرگها نیز برای بردن شما به بهشت شتاب میکنند»؛ پس دانستم که خبر مرگ ما به ما داده شده است».
پسرش به او گفت: «پدر جان، آیا ما بر حق نیستیم»؟ فرمود: «آری پسرم، سوگند به خدایی که بندگان بهسوی او باز میگردند (ما بر حقیم)». پس حضرت علیاکبر علیهالسلام گفت: «در این صورت، باکی از مرگ نداریم». امام حسین علیهالسلام فرمود: «پسرم، خداوند بهترین پاداشی را که فرزندی از پدرش میگیرد، به تو عطا کند».
منبع
الفتوح ابن اعثم (نشر دار الاضواء)، ج۵، ص۷۰.
نظرات