اسب امام حسین علیه السلام بعد از شهادت ایشان به نقل از مقتل خوارزمی
متن کتاب
[بعد قتل سيد الشهداء عليه السلام] أقبل فرس الحسين، و قد عدا من بين أيديهم أن لا يؤخذ، فوضع ناصيته في دم الحسين، و ذهب يركض إلى خيمة النِّساء، و هو يصهل و يضرب برأسه الأرض عند الخيمة، فلمّا نظرت أخوات الحسين و بناته و أهله إلى الفرس ليس عليه أحد، رفعن أصواتهنّ بالصِّراخ و العويل، و وضعت أمّ كلثوم يدها على أمّ رأسها و نادت: «وا محمّداه، وا جدّاه، وا نبيّاه، وا أبا القاسماه، وا عليّاه، وا جعفراه، وا حمزتاه، وا حسناه! هذا حسين بالعراء، صريع بكربلاء، مجزوز الرّأس من القفا، مسلوب العمامة والرِّداء»! ثمّ غشي عليها.
ترجمه
[پس از شهادت سیدالشهدا علیهالسلام] اسب امام حسین علیهالسلام رو (به خیمهها) آورد، درحالیکه از جلوی دشمنان میدوید تا گرفته نشود. پس پیشانی خود را به خون امام حسین علیهالسلام آغشته کرد و شیههکشان و دواندوان بهسوی خیمه زنان رفت و سرش را نزد خیمه بر زمین میکوفت. هنگامی که خواهران امام حسین علیهالسلام، دختران و خاندانشان به اسب نگریستند که هیچکس بر آن سوار نیست، صدای خود را به شیون و زاری بلند کردند. امکلثوم دستش را بر وسط سرش گذاشت و ندا داد: «وا محمداه، وا جداه، وا نبیاه، وا اباالقاسماه، وا علیاه، وا جعفراه، وا حمزتاه، وا حسناه! این حسین است که در بیابان افتاده، بر زمین افتاده در کربلاست، سرش از قفا بریده شده و عمامه و ردایش به یغما رفته است»! سپس بیهوش شد.
منبع
مقتل خوارزمی (نشر دار انوار الهدی)، ج۲، ص۴۰۱.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات