غارت خیمه ها و لباس های امام حسین علیه السلام به نقل از مقتل خوارزمی

متن کتاب

[بعد قتل سيد الشهداء عليه السلام] أقبل الأعداء حتّى أحدقوا بالخيمة و معهم شمر بن ذي الجوشن فقال: «ادخلوا فاسلبوا بِزَّتهنّ». فدخل القوم فأخذوا كلّ ما كان بالخيمة حتّى أفضوا إلى قرط كان في أذن أمّ كلثوم أخت الحسين فأخذوه و خرموا أذنها. حتّى كانت المرأة لتنازع ثوبها على ظهرها حتّى تغلب عليه.

و أخذ قيس بن الأشعث قطيفة للحسين كان يجلس عليها فسمّي لذلك: «قيس قطيفة»، و أخذ نعليه رجل من الأزد يقال له: «الأسود»، ثمّ مال الناس على الورس و الخيل و الإبل فانتهبوها.

قال حميد بن مسلم: انتهيت إلى عليّ بن الحسين و هو مضطجع على فراش له و هو مريض و إذا شمر مع رجال يقولون له: «أ لا نقتل هذا المريض»‌؟ فقلت له: «سبحان اللّه! ما معنى قتل المرضى من الصبيان‌»؟ و ما زلتُ به أدافع عنه حتّى جاء عمر بن سعد فقال: «ألا لا يدخلنّ أحد بيوت هذه النسوة و لا يتعرّض لهذا الغلام المريض أحد، و من أخذ من متاعهم شيئاً فليردّه».

قال: فو اللّه ما ردّ واحد منهم شيئاً غير أنّهم كفوا. فقال لي عليّ بن الحسين: «جزيت من رجل خيراً؛ فقد رفع اللّه عنّي بمقالتك شرّ هؤلاء».

و قال عبيد اللّه بن عمار: رأيت على الحسين سراويل تلمع ساعةَ قُتِلَ، فجاء أبجر بن كعب فسلبه و تركه مجرّداً. و ذكر محمد بن عبد الرحمن: إنّ يدي أبجر بن كعب كانتا ينضحان الدم في الشتاء و ييبسان في الصيف كأنّهما عود.

ترجمه

(پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام) دشمنان (به خیمه‌ها) روی آوردند تا اینکه خیمه را محاصره کردند و شمر بن ذی‌الجوشن نیز همراه آنان بود و گفت: «داخل شوید و لباس‌هایشان را غارت کنید». آن گروه وارد شدند و هر آنچه در خیمه بود را بردند، تا جایی که به گوشواره‌ای که در گوش ام‌کلثوم، خواهر امام حسین علیهماالسلام بود رسیدند، آن را کشیدند و گوش او را پاره کردند. (اوضاع چنان بود) که با زن بر سر جامۀ پشتش کشمکش می‌شد تا اینکه بر او چیره می‌شدند و آن را می‌ربودند.

و قیس بن اشعث قَطِیفۀ (جامۀ مخمل‌مانند) امام حسین علیه‌السلام را که بر آن می‌نشستند برد؛ به همین خاطر به او «قیسِ قطیفه» گفتند. کفش‌های ایشان را مردی از قبیله اَزد برد که به او «اسود» می‌گفتند. سپس مردم به‌سوی گیاه وَرس، اسب‌ها و شترها هجوم بردند و آن‌ها را غارت کردند.

حمید بن مسلم گفت: به نزد امام سجاد علیه‌السلام رسیدم درحالی‌که بر بستری که داشت دراز کشیده و بیمار بود. ناگهان شمر با مردانی (آمدند) که به او می‌گفتند: «آیا این بیمار را نکشیم»؟ گفتم: «سبحان‌الله! کشتن بیمارانِ کم‌سال چه معنایی دارد»؟ پیوسته از امام دفاع می‌کردم تا اینکه عمر بن سعد آمد و گفت: «آگاه باشید! هیچ‌کس نباید به خیمه‌های این زنان وارد شود و هیچ‌کس نباید متعرض این نوجوان بیمار شود؛ و هر کس از وسایل آنان چیزی برداشته است، باید آن را بازگرداند».

به خدا سوگند هیچ‌یک از آنان چیزی را بازنگرداند، جز اینکه (از غارت‌کردن) دست کشیدند. امام سجاد علیه‌السلام به من فرمود: «خداوند به تو پاداش خیر دهد؛ چراکه به سبب سخن تو، خدا شر اینان را از من دور کرد».

عبیدالله بن عمار گفت: در لحظۀ شهادت امام حسین علیه‌السلام، شلواری بر تن ایشان دیدم که می‌درخشد، ابجر بن کعب آمد و آن را ربود و ایشان را برهنه رها کرد. محمد بن عبدالرحمن ذکر کرده است: همانا دو دست ابجر بن کعب در زمستان خونابه ترشح می‌کرد و در تابستان مانند تکه چوبی خشک می‌شد.

منبع

مقتل خوارزمی (نشر دار انوار الهدی)، ج۲، ص۴۰۱.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *