توبه جمال الدین خلعی موصلی

2 دقیقه
,
متن کتاب

جمال‌الدین الخِلَعی الموصلی رحمه‌الله: پدر او حاکم موصل و ناصبی و دشمن خاندان نبوت بود و چون مادر او را که ایضاً ناصبیه بود پسر متولد نمی‌شد، به‌مقتضای عقیدۀ شوم خود نذر کرده بود که اگر خدای تعالی او را پسری روزی کند به شکرانۀ آن، آن را بر آن دارد که همیشه زائران حضرت امام حسین علیه‌السلام که از ولایت شام و جبل‌عامل می‌آیند و عبور ایشان به موصل واقع می‌شود قتل نماید.

و چون لطف نامتناهی الهی متعلق به هدایت آن گروه شده بود، بعد از اندک‌مدتی جمال‌الدین متولد شد و چون به مرتبۀ رجال رسید، مادرْ او را از مضمون نذر خود آگاه ساخت. لاجرم او به فرمودۀ مادر در عقب جماعتی از زوار کربلا رفت که در آن وِلا از موصل عبور نموده بودند و چون به مسیّب که موضعی است نزدیک به کربلا رسید و غبار آن سرزمین به مشام او درآمد و دید که زوار از آب فرات عبور نموده‌اند، همان‌جا توقف کرد تا در وقت معاودت زوار ایشان را بکشد.

و در آنجا به برکت وصول غبار آن خاکِ پاک در خواب دید که قیامت قائم شده و او را به دوزخ می‌برند و چون به دوزخ بردند آتش دوزخ در تصرف او متوقف شد و مالک دوزخ به آتش خطاب کرد که: «چرا در مؤاخذۀ او توقف می‌کنی»؟ او در جواب گفت که: «غبار کربلا بر او نشسته و در اندرون او جا کرده؛ اگر او را بشویند من در او تصرف توانم کرد».

لاجرم به شستن او مبادرت نمودند و به ارادۀ الهی آن غبار به‌تمامی از او دور شد. در این مرتبه نیز چون آتش در او تصرف ننمود، دیگرباره مالک به آتش عتاب و خطاب کرد، او همان جواب سابق گفت. آخر جمال‌الدین در آن اثنا از هول عتاب مالک از خواب بیدار شد و از عقیدۀ نصب و بغض خاندان برگشت و مؤمن گردید و خلع لباس اهل ظاهر نموده، مجاور آستان ملائک پاسبان حضرت امام حسین علیه‌السلام شد و چون طبع او قدرت تمام در شعر داشت به مداحی اهل‌بیت علیهم‌السلام اشتغال نمود.

منبع

مجالس المؤمنین شوشتری (نشر اسلامیه)، ج۲، ص۵۵۵.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *