عزاداری اسرا در شام به نقل از محرق القلوب
متن کتاب
در کتابی به نظر فقیر رسیده که: زینب خاتون از یزید خواهش نمود که سرهای شهدا را به مجلس تعزیۀ ایشان بفرستد، یزید هم قبول نمود و گفت: «هرچه خواهید بکنید» و خانهای از برای ایشان مقرّر نمود. پس جمیع زنان قریش و بنیهاشم که در شام بودند، لباسهای سیاه پوشیدند و بهاتفاق مصیبتزدگان کربلا در مصیبت و تعزیهداری کوشیدند.
یزید امر کرد که سرهای شهدا را بر طبقها گذاشته و به مجلس اهلبیت فرستاد، در حینی که مجلس ماتم منعقد شده بود، سرها را حاضر کردند، غلغله و زلزله بر اهلبیت افتاد و فغان از زمین و آسمان برآمد. زینب خاتون علیهاالسلام سپندوار از جای جست و سر سیّدالشهداء را برداشته بر سینه چسبانید، و امکلثوم برخاست سر عباس را برداشته روی خود را بر روی وی نهاد، و فاطمه برخاست سر برادر خود علیاکبر را بر دست گرفت، و سکینه برخاست و سر علیاصغر را بر دامن گذاشت، و مادر قاسم برخاسته سر قاسم را برداشت. و همگی موها را پریشان کرده و گریبان چاک زده و آغاز گریهوزاری نمودند، و اینقدر بر رو و فرق زدند که بیهوش گشتند.
تا هفت روز آن بیکسان دشت بلا بر شهیدان کربلا نوحهوزاری نمودند و در روز هشتم یزید از ایشان عذرخواهی کرد و نوازشهای بسیار کرد و به ایشان تکلیف ماندن در شام نمود،1 اهلبیت ابا کردند و گفتند: «میخواهیم بهسوی مدینه رویم و در محل هجرت رسولالله [صلی الله علیه و آله] باشیم».
منبع
محرق القلوب، ص۶۱۶. به همین مضمون در: کتاب وسیلة الفردوس (نسخۀ کتابخانۀ آیتالله مرعشی به شمارۀ ۸۲۸)، برگ ۴۱۳ سمت چپ.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
- البته باید دقت داشت که پشیمانی یزید – لعنة الله علیه – دروغین بوده و بابت اینکه بیشتر توسط مردم شماتت نشود چنین کارهایی کرده است. ↩︎
نظرات