درخواست حضرت زهرا علیها السلام برای ساخت تابوت و خوشحالی ایشان از ساخت آن

متن کتاب

مِنْهُ ‌[مِصْبَاحُ اَلْأَنْوَارِ]، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: لَمَّا حَضَرَتْ فَاطِمَةَ اَلْوَفَاةُ كَانَتْ قَدْ ذَابَتْ مِنَ اَلْحُزْنِ وَ ذَهَبَ لَحْمُهَا فَدَعَتْ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَيْسٍ… [قَالَتْ لِأَسْمَاءَ‌: «إِنِّي قَدِ اِسْتَقْبَحْتُ مَا يُصْنَعُ بِالنِّسَاءِ أَنَّهُ يُطْرَحُ عَلَى اَلْمَرْأَةِ اَلثَّوْبُ فَيَصِفُهَا لِمَنْ رَأَى».]

فَقَالَتْ لَهَا: «يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ أَ لاَ أُرِيكِ شَيْئاً يُصْنَعُ فِي أَرْضِ اَلْحَبَشَةِ»؟‌ قَالَتْ فَاطِمَةُ:‌ «بَلَى».

فَصَنَعَتْ لَهَا مِقْدَارَ ذِرَاعٍ مِنْ جَرَائِدِ اَلنَّخْلِ وَ طَرَحَتْ فَوْقَ اَلنَّعْشِ ثَوْباً فَغَطَّاهُ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ:‌ «سَتَرْتِينِي سَتَرَكِ اَللَّهُ مِنَ اَلنَّارِ». [فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رُئِيَتْ مُتَبَسِّمَةً إِلاَّ يَوْمَئِذٍ].

ترجمه

از کتاب مصباح الأنوار، از امام باقر از پدران بزرگوارشان علیهم‌السلام نقل شده است که فرمودند: هنگامی که وفات فاطمه فرا رسید، از شدت اندوه، آب شده و گوشت بدنش رفته بود (بسیار لاغر و ضعیف شده بود)، پس اسماء بنت عمیس را فرا خواند… [و به اسماء فرمود: «من آنچه را که با زنان (پس از مرگشان) انجام می‌شود ناپسند می‌دانم؛ اینکه پارچه‌ای بر روی زن انداخته می‌شود و حجم بدن او را برای هر بیننده‌ای آشکار می‌سازد».]

اسماء به ایشان عرض کرد: «ای دختر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، آیا چیزی را که در سرزمین حبشه دیده‌ام به شما نشان دهم»؟ فاطمه فرمودند: «آری».

پس اسماء (با استفاده از) شاخه‌های نخل، چیزی (تابوتی) به‌اندازۀ یک ذراع ساخت و پارچه‌ای بر روی آن انداخت که روی تابوت را پوشاند (و مانع از مشخص‌شدن حجم بدن شد). فاطمه علیهاالسلام فرمودند: «پوشاندی مرا، خداوند تو را از آتش دوزخ بپوشاند». [آنگاه لبخند زد و جز در آن روز، او را خندان ندیده بودند.]

منبع

بحارالانوار (دار احیاء التراث العربی)، ج۷۸، ص۲۵۵، ح۱۴. آنچه بین قلّاب[] آمده، از کشف الغمة (نشر بنی‌هاشم)، ج۱، ص۵۰۳ است.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *