آتش زدن بقایای اجساد معاویه و یزید به نقل از انساب الاشراف
متن کتاب
و لمّا صار عبد اللّه بن عليّ إلى نهر أبي فطرس أمر فنودي في بني أمية بالأمان فاجتمعوا إليه فعجلتْ الخراسانية إليهم بالعَمَد1 فقتلوهم، و قتل عبد اللّه جماعة منهم و من أشياعهم، و أمر بنبش قبر معاوية فما وجد من معاوية إلاّ خطّ، و نبش قبر يزيد بن معاوية فوجد من يزيد سُلاميّات2 رِجْلِه و وجد من عبد الملك بن مروان بعض شؤون رأسه … و جُمِع ما وجد في القبور فأُحْرِق.
ترجمه
وقتی عبدالله بن علی عبّاسی3 به رود ابو فُطرُس4 رسید، دستور داد که برای بنیامیه اعلام امان کنند. آنان همه در اطراف او گرد آمدند و سپاه خراسانی (حامی بنیعباس)، با گُرز به آنان یورش آورد و آنها را کشت. عبدالله (هم) جمعیتی از آنان و پیروانشان را به قتل رساند و دستور داد قبر معاویه را شکافتند و چیزی از معاویه جز استخوانْ باریکهای نمانده بود. قبر یزید بن معاویه را هم شکافتند و جز استخوانهای بند مفاصل پای او را پیدا نکردند. از عبدالملک بن مروان نیز قطعههایی از سرش پیدا شد… و هر چه از گورها گرد آورده بودند، آتش زدند.
منبع
جمل من انساب الاشراف (دارالفکر)، ج۴، ص۱۴۴. ترجمه از کتاب دانشنامه امام حسین علیهالسلام آیتالله ریشهری.
- جمع عمود. ↩︎
- السُّلامیاتُ: هي التي بين كلّ مفصلين من أصابع الإنسان: هر استخوان ريز و تو خالى مانند استخوان بندهاى انگشتان. ↩︎
- عبدالله بن علی بن عبدالله بن عبّاس بن عبدالمطلب، عموی سفّاح و منصور عبّاسی بود که از سوی سفّاح به جنگ با مروان بن محمّد (آخرین خلیفۀ اُموی) گسیل شد و بهسوی مروان رفت تا او را کشت و بر منطقه شامات، سیطره یافت و تا پایان خلافت سفّاح، فرمانروای آنجا بود. وقتی منصور به حکمرانی رسید، او با منصور به مخالفت برخاست و مردم را بهسوی خویش، دعوت نمود. منصور، او را زندانی کرد و در زندان بغداد ماند تا سقف زندان بر سرش خراب شد و در سال ۴۷ ق کشته شد. ↩︎
- جایی است در نزدیکی رمله در فلسطین. ↩︎
نظرات