شهادت و دفن حضرت علی اصغر علیه السلام به نقل از الفتوح

1 دقیقه
متن کتاب

… فبقي الحسين فريداً وحيداً… له ابن آخر يقال له عليّ في الرضاع، فتقدّم إلى باب الخيمة فقال: «ناولوني ذلك الطفل حتى أودّعه». فناولوه الصبي، فجعل يقبّله و هو يقول: «يا بنيّ، ويل لهؤلاء القوم إذ كان غداً خصمهم جدّك محمد صلّى اللّه عليه [و آله] و سلّم.

قال [الراوي]: و إذا بسهم قد أقبل حتّى وقع في لبّة الصبي قتله، فنزل الحسين رضي اللّه عنه عن فرسه و حفر له بطرف السيف و رماه بدمه و صلّى عليه و دفنه… .

ترجمه

… پس امام حسین علیه‌السلام تنها و بی‌یاور باقی ماند… او فرزند دیگری داشت که در سن شیرخوارگی بود و او را علی می‌نامیدند. به‌سوی درِ خیمه آمد و گفت: «آن کودک را به من بدهید تا با او وداع کنم». کودک را به او دادند. امام حسین علیه‌السلام او را می‌بوسید و می‌گفت: «ای پسرم، وای بر این قوم که فردا جدّت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دشمن و دادخواه آنان باشد».

راوی می‌گوید: ناگهان تیری آمد و در گودی گلوی کودک نشست و او را کشت. امام حسین علیه‌السلام از اسب فرود آمد و با نوک شمشیر قبری برای او کند، او را با همان خونش در قبر قرار داد، بر او نماز گزارد و دفنش کرد… .

منبع

الفتوح ابن اعثم (نشر دار الاضواء)، ج۵، ص۱۱۵.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *