عذاب یزید در دنیا به نقل از تبصرة العوام رازی

متن کتاب

ابراهیم نقریزی روایت از پدرش و او از جدّش که ندیم یزید بود که چون یزید بیمار شد بیماریی که در آن نزدیک بمرگ بود از درد شکم فریاد می‌کرد، اطبّاء فرمودند تا پاره‌ای از پوست پشت مرغ بگرفتند و ریسمان در آن بستند و بدو دادند تا فرو برد، آنگه گفتند بیرون کش. چون بیرون آوردند، کژدم سیاه بر آن بود پر داشت و از شکم او آواز شنیدند که: «من نفده‌ام دختر ابلیس، خدای تعالی مرا بدو مسلّط کرده است تا عذابش می‌کنم».

منبع

تبصرة العوام رازی (نشر اساطیر)، ص۲۵۵.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *