رفتن اسرا به کربلا به نقل از تذکرة الشهداء

متن کتاب

بدان که چون یزیدِ پلید، بودن اهل‌بیتِ امامِ سعید را در شام موجب اختلال نظام و شورش قاطبۀ انام دانست، به روایتی نعمان بن بشیر را همراه آن‌ها نمود با جمعی از سواران تا آن‌ها را به هرکجا خواهند ببرند و کمال مواظبت در خدمات آن‌ها بنمایند.

پس اهل‌بیت را در محمل‌ها نشانیده از شهر شام کوچ دادند و با کمال احترام از منزلی به منزلی می‌آوردند و به هرکجا می‌خواستند منزل می‌کردند، و هر وقت می‌خواستند به اختیار خود کوچ می‌کردند، و نعمان کمال اطاعت و فرمان‌برداری داشت، و حسب‌المقدور در خدمت آل الله کوتاهی نمی‌کرد.

تا آنکه به منزلی رسیدند که دو راه می‌شد، یکی به کربلا و دیگری به مدینه، «فَقَالُوا: بِاللَّهِ عَلَیکَ یا دَلِیلَنا مُرَّ بِنا عَلَی طَرِیقِ کربلاء، لِکی نُجَدِّدَ عَهْداً بَینَنَا؛ اهل‌بیت گفتند: ای نعمان، تو را به خدا قسم می‌دهیم که ما را از راه کربلا ببر تا با کشتگان خود تجدید عهدی نماییم».

«فَقَالَ لَهُمْ: سَمْعاً وَ طاعَةً. وَ سارَ بِهِمْ إِلَی أَنْ دَخَلُوا کربلاءَ وَ کانَ ذَلِک فِی الْیوْمِ العشرینَ مِنْ شَهْرٍ صَفَر؛ نعمان گفت: به دیده منّت دارم. پس آن‌ها را به کربلا آورد در روز بیستم ماه صفر که از شهادت حضرت چهل روز گذشته بود که از این جهت این روز را اربعین گویند».

منبع

کتاب تذکرة الشهداء، ج۲، ص۴۰۶.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *