وفاداری همسر حبیب بن مظاهر به نقل از ثمرات الاعواد
متن کتاب
يروى أنّه [أي الإمام الحسين عليه السلام] قال في آخر خطبته : «أصحابي، بنو عمومتي، أهل بيتي، ألا و من كانت في رحله امرأة فليبعث بها إلى أهلها؛ فإنّ نسائي تسبى و أخاف على نسائكم السبي».
فقام من بينهم حبيب بن مظاهر الأسديّ و أقبل إلى خيمته فتبسّمت زوجته في وجهه، فقال لها: «دعينا و التبسّم، قومي و الحقي ببني عمّك من بني أسد». فقالت: «لِمَ يا بن مظاهر، أ هل فعلتُ معك مكروهاً»؟ قال: «حاشا لله، ولكن أ ما سمعت غریب رسول الله صلی الله عليه و آله خطبنا في هذه الساعة»؟ قالت: «بلى، ولكن سمعت في آخر خطبته همهمة لا أعرفها»؟ قال: «خطبنا و قال: «ألا و من كانت في رحله امرأة فليبعث بها إلى أهلها»».
فلمّا سمعت الحرّة نطحت رأسها بعمود الخيمة و قالت: «ما أنصفتني يا بن مظاهر، أيسرّك أنّ زينب يسلب إزارها و أنا أتزيّن بإزاري؟ أم يسرّك أنّ سكينة يسلب قرطها و أنا أتزيّن بقرطي؟ لا كان ذلك أبداً، بل أنتم تواسون الرجال و نحن نواسي النساء».
فلمّا سمع منها ذلك رجع إلى الحسين عليه السلام فراه جالساً و معه أخوه العبّاس فسلّم عليهما و جلس، و قال: «أبت الأسديّة أن تفارقكم». فقال الحسين عليه السلام: «جزاكم الله خير الجزاء».
ترجمه
روایت شده: امام حسین علیهالسلام (در شب عاشورا) در پایان خطبهاش فرمود: «ای یارانم، ای پسرعموهایم، ای اهلبیت من، آگاه باشید! هرکس با خود زنی همراه دارد، او را بهسوی خانوادهاش بفرستد؛ زیرا زنان من به اسارت میروند و من بر زنان شما از اسارت میترسم».
از میان آنان حبیب بن مظاهر اسدی برخاست و بهسوی خیمهاش آمد و همسرش در چهرهاش تبسم کرد. گفت: «تبسم را رها کن. برخیز و به پسرعموهایت از بنیاسد بپیوند». گفت: «چرا ای پسر مظاهر، آیا با تو کار ناخوشایندی کردهام»؟ گفت: «پناه بر خدا، اما مگر نشنیدی که غریب رسول خدا صلّی الله علیه و آله در این ساعت با ما سخن گفت»؟ گفت: «آری، ولی در پایان خطبهاش همهمهای شنیدم که کلامش را متوجه نشدم». گفت: «با ما سخن گفت و فرمود: «آگاه باشید! هرکس با خود زنی همراه دارد، او را بهسوی خانوادهاش بفرستد»».
وقتی آن زن آزاده این را شنید، سرش را به ستون خیمه کوبید و گفت: «به من انصاف ندادی ای پسر مظاهر. آیا خوشحال میشوی که زینب اِزارش را از او بگیرند و من با ازار زینت کنم؟ یا خوشحال میشوی که سکینه گوشوارهاش را از او بگیرند و من با گوشوارهام زینت کنم؟ هرگز چنین نباشد، بلکه شما با مردان مواسات میکنید و ما با زنان مواسات میکنیم».
وقتی حبیب این را شنید، نزد امام حسین علیهالسلام بازگشت. امام را دید که نشسته و برادرش عباس با اوست. بر آن دو سلام کرد و نشست و گفت: «همسرم از جداشدن از شما خودداری کرد». امام حسین علیهالسلام فرمود: «خداوند بهترین پاداش را به شما بدهد».
منبع
ثمرات الاعواد، ج۱، ص۲۵۷.جریان حبیب بن مظاهر، در مورد علی بن مظاهر هم نقل شده: کلیک کنید.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات