ثواب تشکیل مجلس عزا به نقل از کتاب وسیلة الفردوس
متن کتاب
صاحب کتاب حرقة الفؤاد نوشته که: وقتی مرا بیماری شدیدی عارض شد که اطبّا ترک معالجه کردند و اقربا دست از حیات این کمینه کشیده بودند، که ناگاه در هنگام سحر طبیب همۀ بیماران، مولای متقیان و امیرمؤمنان با بتول عذراء فاطمۀ زهراء و با سایر ائمۀ هدی صلوات الله علیهم اجمعین بر بالین این محنترسیده حاضر گردیدند و من با ایشان تکلم مینمودم و سؤال مرا جواب میدادند و جمعی از خویشان که در نزد من نشسته بودند، آن حالت را حالت احتضار میدانستند و شنیده بودند که این ضعیف گفته بودم که: «به قربان انگشتانت شوم یا علی»! چون دانسته بودند که این حقیر با مولای خود در سخن است، متوجه گردیده بودند که شاید از مکالمه چیز دیگری بشنوند.
آنگه فقیر عرض نمودم که: «فدای تو شوم! در دنیا به فلان عمل مشغولم»؟ حضرت فرمودند که: «خوب است». و دیگر عرض کردم که: «فدایت شوم! تعزیه [=عزاداری] امام حسین علیهالسلام را میدارم، چونست[=چگونه است]»؟ در آن حال دیدم که خواتون قیامت فرمودند که: «ماتم حسین مرا بپای دار، به عددِ هر اشکی که از چشم ایشان بر میاوری یا بر میاید، خدا هفتاد پشت ترا میامرزد».
بعد فقیر عرض کردم به خدمت جناب امیر که: «یا مولای من، به طبیب بروم»؟ آن حضرت فرمود که: «پس ما به چه کار آمدهایم؟ فردا آنچه دلت میخواهد از مطبوخ بخور». در آن وقت والدۀ فقیر، چشم مرا متوجه سقف دیده و از حضّار هم شنید که ائمه حاضر گردیدهاند، آن بیچاره را چیز دیگر به خاطر رسیده، بنیاد شیون نمود و همۀ خویشان به او موافقت نموده، تعزیت مرا به پای داشتند و در آن حال نفس ناطقه متوجۀ این عالم گردید و آن حالت اوّلی از من برطرف شده بود.
منبع
کتاب وسیلة الفردوس، ص۱۳.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات